در کنار کوتاهی ثانیه ها،من در آغوش زندگی زیر سایه ی تو نفس می کشم
با نگاه زلالت درگیر می شوم
گاهی نگاهت به من می خندد، چشم هایت را به من بسپار
خنده هایت را قاب خواهم کرد
که گاهی که دور می شوم از تو
تو نزدیک نزدیک به بوسه های مادرانه مهمانم می کنی
و در گوشه کنار وجودم
لابه لای خاطراتم تو هستی در کنار من مثل پدرم
و استوار بودنت را حس می کنم
هر روز آرزوهایم می کارم و تو با شوق، نهال آرزوهایم را آب می دهی هر روز صبح
در کنار حضورت چه سبز نفس می کشم
و روزهای زندگیم چه طلایی است، با اشعه ی لبخند شیرینت
خداوندا سپاس بخاطر حضور مهربانت در چیچ وتاب جاده های زندگیم....
دوستت دارم
|