فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 22899

به پهلوی شکسته مادرت بذار بیاد به کربلا نوکرت
سرباز ولایت15
زخمی عشق کربلا
شهرشهدای زینبیه وثارالله
لبیک یا مهدی(سرباز ولایت33)
نغمه -S
l.عاشقان حضرت عباس(ع).l
حسین* کاظمی
عاشق حضرت زهرا
آسمانی باش
مهدی عزیزیان
من یک محجبه ام
فرزین اسمعیلی
از فاطمه با فاطمه برای مهدی فاطمه (س)
یا صاحب الزمان بک یاالله....منم فدایی بقیه الله
sevgilim200
شهیدنشوی میمیری
** ام الخیرة -- دوحة النبی **
ılılı. انا اعطیناک الکوثر .ılılı
مهدکودک وپیش دبستانی امیدمادران

درباره من
محمد- کاظمی (ACCLOUS )    
عنوان: ابراهیم هادی
ابراهیم هادی
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 134 بازدید امروز: 134

این تصویر توسط موسی اصلانی بررسی شده است.
توضیحات:
براهیم دراول اردیبهشت سال 36 در محله شهید سعیدی حوالی میدان خراسان دیده به هستی گشود. او چهارمین فرزند خانواده بشمار می رفت. با این حال پدرش مشهدی محمد حسین به او علاقه خاصی داشت.

او نیزمنزلت پدر خویش رابدرستی شناخته بود. پدری که باشغل بقالی توانسته بود فرزندانش را یه یهترین نحو تربیت نماید.

ابراهیم نوجوان بود که طعم تلخ یتیمی را چشید. از آنجا بود که همچون مردان بزرگ زندگی را پیش برد.

دوران دبستان را به مدرسه طالقانی رفت ودبیرستان را نیز در مدارس ابوریحان وکریم خان. سال 55 توانست به دریافت دیپلم ادبی نائل شود. از همان سال های پایانی دبیرستان مطالعات غیر درسی را نیز شروع کرد.

حضوردرهیئت جوانان وحدت اسلامی وهمراهی وشاگردی استادی نظیر علامه محمد تقی جعفری بسیاردر رشد شخصیتی ابراهیم موثر بود. در دوران پیروزی انقلاب شجاعت های بسیاری از خود نشان داد.

او همزمان با تحصیل علم به کار در بازار تهران مشغول بود. پس از انقلاب در سازمان تربیت بدنی و بعد از آن به آموزش پرورش منتقل شد. ابراهیم همچون معلمی فداکار به تربیت فرزندان این مرز وبوم مشغول شد.

اهل ورزش بود. با ورزش پهلوانی یعنی ورزش باستانی شروع کرد. در والیبال وکشتی بی نظیر بود. هرگز در هیچ میدانی پا پس نکشید ومردانه می ایستاد.

مردانگی اورا می توان در ارتفاعات سر به فلک کشیده بازی درازو گیلان غرب تا دشت های سوزان جنوب مشاهده کرد. حماسه های او در این مناطق هنوز در اذهان یاران قدیمی جنگ تداعی می کند.

دروالفجر مقدماتی پنج روز به همراه بچه های گردان کمیل وحنظله در کانالهای فکه مقاومت کردند اما تسلیم نشدند.

سرانجام در 22 بهمن سال 61 بعد از فرستادن بچه های باقی مانده به عقب، تنهای تنها با خدا همراه شد. دیگر کسی او راندید.

او همیشه از خدا می خواست گمنام بماند. چرا که گمنامی صفت یاران خداست. خدا هم دعایش را مستجاب کرد. ابراهیم سالهاست که گمنام وغریب در فکه مانده تا خورشیدی باشد برای راهیان نور.  
درج شده در تاریخ ۹۴/۰۶/۲۶ ساعت 21:09
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات



لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کاربران آنلاین (1)