منیم آغلار گؤزومه رحم ائله جانان ، گئتمه دایانیب جان دوداغا ، جان سنه قوربان ، گئتمه قوی منیم جانیمیله صبر و توانیم گئتسین ! سن منه تاب و توان ، روح و روان"سان ، گئتمه ! سن"ایله هر غمه ، هر درده تحمل ائدرم آما سن"سیز یوخوموش دردیمه درمان ، گئتمه !نئیلیرم زهره"نی ، چرخ فلکی ، آی گونشی ؟هامیسی گئتسه گ...
سارا تنها
تاریخ درج:
۹۲/۰۶/۳۱ - ۱۰:۵۸ 2 نظر , 13
بازدید
زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.
از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است. در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند
با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر ک...
سارا تنها
تاریخ درج:
۹۲/۰۶/۲۷ - ۱۳:۵۵ 1 نظر , 22
بازدید
یکشبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه لیلا نشستعشق آن شب مست مستش کرده بودفارغ از جام الستش کرده بودسجده ای زد بر لب درگاه اوپر زلیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرده ایجام لیلا را به دستم داده ایوندر این بازی شکستم داده اینشتر عش...
سارا تنها
تاریخ درج:
۹۲/۰۶/۲۷ - ۱۳:۳۶ 1 نظر , 16
بازدید