ایران سرزمین اقوام است و اتحادی از اقوام، ایران را میسازد. هیچیک از اقوام بر دیگری برتری ندارد و این اقوام نشان داده اند که در مقابله با دشمن خارجی با یکدیگر به مقابله با آن میپردازند. در شکل زیر درصد پراکندگی اقوام را میتوان دید.

مروری بر سرزمین کاسپین
سرزمین کاسپین بیشترین ادبیات مکتوب را بعد از زبان فارسی دارد و کتابهای ارزشمندی چون نیکی نامه، مرزبان نامه، کلیله دمنه و ... را در بر دارد. همچنین تاریخ تبری نیز از کتب ارزشمند درباب تاریخ است.
تمدن سرزمین کاسپین حاصل تمدن برنج است که نشانه سطح درک و علم بالایی است. همچنین مقابله مردم این سرزمین در برابر یورشهای ترکان، اعراب، اسکندر و سایر بیگانگان در کتب تاریخی ثبت و ضبط شده است.
در این سرزمین رسوم فرهنگی و آیینی زیادی وجود دارد همچنین لباسهای محلی که خاص زنان و مردان این سرزمین است و بسیار زیبا و شاد است.

ولی در سالیان اخیر این رسوم و لباسها به فراموشی سپرده شده اند و مردم این سرزمین در حال تغییر خود و فارسیزه شدن هستند. حتی در کانالهای استانی هم بسیار کم به زبان بومی صحبت میشود و فارسی صحبت کردن را افتخار میدانند. باید دانست که هرچقدر ما مردم سرزمین کاسپین به خود و فرهنگ و تمدنمان احترام بگذاریم، دیگران نیز اجبارا به ما احترام میگذارند و دیگر در جوکها و فیلمها ما را مسخره نمیکنند.
همانگونه که کوردها شدند بژی کوردستان و تورکها شدند یاشاسین آذربایجان بعبارتی حرمت (ارزش) امامزاده با متولی آن است.
چرا بژی کوردستان و یاشاسین آذربایجان
کوردها و تورکها تنها اقوام ساکن در ایران هستند که بر سر فرهنگ، زبان و تمدنشان بسیار پافشاری میکنند و حکومتهای مختلف و سخت گیریهای آن حکومتها نتوانست خللی در فرهنگشان ایجاد کند. به هر جا هم که کوچ داده شده اند سعی در تغییر زبان و فرهنگ منطقه دارند و به هیچ وجه در قوم میزبان حل نمیشوند و فرهنگ و زبانشان را همیشه حفظ کرده اند.
اقدامات زیادی در جهت تغییر زبانشان انجام شده است ولی هربار جوابی دندانشکن داده اند. بعنوان مثال برنامه کودک فتیله را میتوان نام برد.
از آنجا که فارسها نتوانستند تغییری در آنها ایجاد کنند و خود ناچار به عقب نشینی شدند، پس به تعامل و ارزش دادن به کوردها و تورکها پرداختند به همین دلیل هر جا اسمی از کوردها یا تورکها میآید میگویند بژی کوردستان و یاشاسین آذربایجان.
مطالعه موردی
جشن نوروز در سنندج یکی از رسم های کهن این دیار است که زن و مرد در دور آتش جمع می شوند لباسهای بومی خود را میپوشند و شروع به جشن و پایکوبی می کنند. والدین، کودکان خود را با لباس بومی به جشن می آورند تا فرزندانشان با تمدن و فرهنگ کوردها آشنا شوند و خو گیرند. این کودکان، فارسی نمیتوانند صحبت کنند و والدینشان هم به سختی و با لهجه فارسی صحبت میکنند و با آداب و رسوم فارسها بیگانه اند.

عکس زیر تاریخ یک قوم و فرهنگ و تمدن را به همراه دارد. از کودکی می آموزد فارس نیست، یک کورد است، همانند دیگر اقوام ساکن در ایران. او میآموزد باید فرهنگ و تمدنش را حفظ کند و هیچ قومی بالاتر از او نیست.

مسلما او به پدر و مادر و نیاکان خود افتخار میکند. در زمانی که فارسها لباس برهنگی پوشیده اند و ریاکارانه لباس غربی پوشیده اند و از تمدنشان دور شده اند، فرزند کورد لباس نیاکانش را با هیچ چیز عوض نمیکند. تغییر لباس یا زبان منجر به پیشرفت نمیشود به قولی "در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست".
حال این فرزند کورد به همراه خانواده مراسمات آیینی را بجا می آورد، همانند عکس زیر در اجتماعات و جشنها شرکت میکند مراسماتی که در بین فارسها اصلا وجود ندارد. زمانی که فارسها، جشن های غربی نظیر بالماسکه، هالووین و ولنتاین را با کپی برداری بسیار ناشیانه و زننده انجام میدهند، بزرگان کوردستان به انجام جشنهای خود میپردازند و تمدن و فرهنگشان را زنده نگه میدارند.

مقایسه کوردها با مازندرانیها و گیلانیها
در سرزمین کاسپین روسوم فرهنگی و آیینی زیادی وجود دارد ولی در سالهای اخیر نادیده گرفته شده اند. پِتک، جشن مردگان، تیرما سیزه شو ، کشتی لوچو، رقص سما و دروم و بسیاری دیگر. همچنین لباسهای محلی که خاص زنان و مردان این سرزمین است و بسیار زیبا و شاد است. ابهت و افتخار در سرزمین کاسپین موج میزند ولی به دلیل عدم اعتماد بنفس در بین جوانان این سرزمین، اسطوره ها و مراسمات این سرزمین در حال فراموشی و تعویض با مراسمات بی پایه ی فارسهاست. در فیلمها، گیلانیها و مازندرانیها نقشهای خدمتکار و کلفت و غلام را بازی میکنند و در فیلم پایتخت نیز مازندرانیها آدمهای احمقی نشان داده شده اند. در سالیان اخیر، گیلانیها و مازندرانیها به راحتی در برابر دیگران سرخم کرده اند و کمر به نابودی خود و گذشته پرافتخار نیاکانشان بسته اند. ولی جوانان و مردم کوردستان به گذشته خود افتخار میکنند و سنتهای خود را همیشه برپا میکنند و به هیچ بیگانه ای اجازه تمسخر و ورود به سرزمینشان را نمیدهند.
نتیجه
جالب اینجاست که فارسها در حال تغییر دادن خود و پذیرش زبان و فرهنگ غربی هستند ولی مردم سرزمین کاسپین در حال پذیرش زبان و فرهنگ فارسی!!!
ابهت و افتخار در سرزمین کاسپین موج میزند ولی به دلیل عدم اعتماد بنفس در بین جوانان این سرزمین، اسطوره ها و مراسمات این سرزمین در حال فراموشی و تعویض با مراسمات بی پایه ی فارسهاست. سایرین نیز از این کاهلی مردم کاسپین استفاده کردند و در جوکها و فیلمهایشان مازندرانیها و گیلانیها را آدمهای سطح پایین نشان داده اند.
از آنجا که فارسها نتوانستند تغییری در کوردها و تورکها ایجاد کنند و خود ناچار به عقب نشینی شدند، پس به تعامل و ارزش دادن به کوردها و تورکها پرداختند به همین دلیل هر جا اسمی از کوردها یا تورکها میآید میگویند بژی کوردستان و یاشاسین آذربایجان. بعبارتی حرمت (ارزش) امامزاده با متولی آن است.