
تو که کفتر سفیدی روی گنبد طلا
تو که پرواز می کنی تو حرم امام رضا
تو که از سقا خونه ی این حرم آب میخوری
روی گلدسته های قشنگ اون تاب میخوری
تو که صاحبت داره یه بارگاه باصفا
پس چرا ازم میخوای برات کنم دائم دعا
ای که زائرا میارن برا تو آب و دونه
ای که داری جایی واسه ی خودت تو این خونه
دیگه از غربت صاحبت برام سخن نگو
یا که از تنهایی امام برای من نگو

صاحب من نداره گنبد زردی از طلا
تا که یه لحظه بشینن روی اون کبوترا
صاحب من تو مدینه غـــــــــــــریبه
اون که دردِ بی دوا رو طبیبه
تو بقیع چراغ و برق و خانه نیست
صحبت از شمع و گل و پروانه نیست
تو بقیع پیدا نمیشه لونه ای
کفتری بنشینه روی شونه ای
تو بقیع زاری و اشک و ماتمه
چون بقیع مرثیه ی مجسمه
زائرای فاطمه سرگردونن
همه دردِ شیعه رو خوب میدونن
انقد از غربت کفترا نگو
ار غریبی امام رضا نگو
اون که چلچراغ داره تو حرمش
قربون اون همه لطف و کرمش
جون مولا که تو هستی کفترش
راست بگو غریب اونه یا مادرش؟