فراموش کردم
اعضای انجمن(461) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
حسین حامی (Heboot )    

برف داغ

درج شده در تاریخ ۹۱/۰۴/۰۹ ساعت 22:28 بازدید کل: 1185 بازدید امروز: 54
 

برف داغ

.........................................................................

لباسهایش را چمدان کرد و با خداحافظی سردی درب را بست و رفت .

خودم را به پشت پنجره رساندم . تا برای بار آخر ببینمش .

رد پایش روی برف های حیاط خانه به جای مانده بود .

اما از خودش اثری نبود .

او رفت .

احساس کردم قلبم از سینه ام بیرون آمد و از پنجره بیرون زد .

حال بدی داشتم .

خودم را از درب خانه بیرون انداختم .

احساس سرما نمی کردم .

گویی برف ها داغ داغ بودند .

بدنم در پوششی از برف می سوخت .

از سوزش وجودم احساس ناراحتی می کردم .

پیراهنم را در آوردم و تن عریانم را تحویل برف دادم .

اما گویی برف نیز مرا درک نمی کردند .

اشک چشمانم که داغ داغ بود صورتم را خنک کرد بر پیکرم مرهمی شد .

نمی دانم چقدر بیرون ماندنم طول کشید .

دور تا دورم برف ها ذوب شده بودند .

و شکل فلبی را ساخته بودند .

و در این میان اشک چشمم جمله : لیلای من برگرد را ساخته بود .

و من در هجران یار می گریستم .

هجرانی که هرگز تمام نشد .

و من نیز به همراه برف آسمان جذب رفاقت زمین شدم .

و لحظه ای بعد گویی حامی نبوده است .

 

 نوشته : حسین حامی

 

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۰۴/۰۹ - ۲۲:۳۴
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
1 2 3


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (1)