فراموش کردم
رتبه کلی: 368


درباره من
من یک ایرانیم
ازتبار کوروش داریوش وکریم زند
ازتبارصلاح دین ،کاوه وسورنا، ججو خان ونادر و دیاکو
ازتبار ستار باقرخان وبابک ودادشاه ومیرزای کوچک
من ایرانیم ازتبار آنانکه درچالدران وتنگستان ودشتستان و شمال , شمال خراسان
دم تیغ دشمنان ایران جان دادند
تا ما ایرانی بمانیم
ازتبار آنانکه اصفهان را نصف جهان کردند
من فرزند ایرانم هرتکه ازجانم از هرجای ایران است آذربایجان بلوچستان کردستان خوزستان لرستان سیستان خراسان کرمانشاهان من فریاد کوروش درگوش رستم ستار خان وباقرخان وکلاه چرمینه ام فریادی که میگوید ایران را میراث همه اقوام ایرانی گزاردم ازهر قوم وزبانی که هستید اورا حفاظت کنید ازشر اهریمنان واز یاوه تفرقه افکنان

***********************
افتخارمی کنم یک کورد هستم

***********************

مسلمانم وپیرو راهرو انبیاء الهی وامامان معصوم

**********************
********************
********************
**********************
********************
اکانتم جای انسانهای شریف و با

جنبه و خاص است

خواهشن اگه آدمه بی جنبه ایی هستید پیام دوستی ندید

هر کسی رو اد نمی کنم پس اگه اد نشدین به درک


به هیچ پیامی جواب داده نمی شود
برو خوش باش

************
کاردا جوزانی
اهل باجگیران قوچان

اصالتن بانه ای
کاردا جوزانی (JOZANI22 )    

کلماتی که فقد خوراسونی ها بکار می بورن

درج شده در تاریخ ۹۵/۰۶/۲۷ ساعت 12:47 بازدید کل: 165 بازدید امروز: 164
 

اِشکاف : کمد

کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم
مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن


یاد داشتن : بلد بودن

سَرکُن : مدادتراش

میلان : کوچه

مغز ِ مدادفشاری : نوکِ مدادفشاری

سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی

پَلَخمون : یک وسیله‌ی وای شکل از
چوب که یک کِش یا لاستیک به انتهایش وصل است و با آن می‌توان سنگ پرتاب
کرد. ( برای زدنِ گنجشک!)


چُمبه : اصطلاح کوچه بازاری برای فرد
چاق


چُغُک : گنجشک ( البته این
کلمه دیگر چندان به‌کار نمی‌رود)

چلغوز : یک نوع آجیل شبیهِ
بادام (فکر کنم بیشتر جاها به پشگل ِ مرغ می‌گویند چلغوز!)

کم‌زور یا پرزور کردنِ گاز :
کم و زیاد کردن شعله‌ی گاز

و ِی کردن (برنج) : درشت شدن
بعد از پختن (برنج)

کلپاسه : مارمولک

دِلَنگون : آویزان

جیر دادن : جِر زدن

پاچال : جایی که مغازه‌دار
پشت آن با مشتری سروکار دارد، دخل ( این کلمه فکر کنم در خیلی

از شهرهای دیگر هم استفاده می‌شود)

توشله : تیله

اَلِفش : نوچ

شمال : باد ( قدیمی )

چُخت : سقف ( خیلی قدیمی )

کاغذباد : بادبادک، کایت

سرپایی : دمپایی

سر ِ نوشابه : در ِ نوشابه

یَره، یره‌گِه : یارو، فلانی
(عامیانه)

ناسوس : تلمبه‌یِ دوچرخه

کُلاج : کسی که چشمش چپ است

موساکوتقی : قُمری

آق‌میرزا: شوهرخواهر

زلفی ِ در: شب‌بند ِ در

وَرچُپّـِه: برعکس

مکُش مرگِ ما: اعیانی، شیک

ناخن‌جـِلـِّه: مشگون

قوجمه: انگور دانه شده

پیشینگ: ریختن ناخواسته
مایعات روی لباس

حولی: حیاط

قِلِه، قِلِه‌گی: روستا،
روستایی ( عامیانه‌‌یِ قلعه)

چـِغـَل: زبر، ضخیم

کـَغ: کال، نرسیده

ز ِنج : چسبناک

لُکِّه : چیز جمع و جور و
مچاله شده، همچنین حالتِ شخصی که چمباتمه زده ( مثلا از سرما)

لتِّه :تکه پارچه،کهنه پارچه

لوخ: حصیر آفتابگیر پشت پنجره

خُردو : کوچک

شِرشِره : کاغذکشی

غُر، غُردَبه : یک چیزی که
صدمه دیده و تو رفته

تارت و پارت : پخش و پلا

سوبالا، سوپایین (چراغ ماشین) :
نوربالا، نورپایین

نوردِوون : نردبان

فاطمه چُسوک : خرچسونه

لاخ (مو) : تار

پاتروم : سرپیچ لامپ

سوسه‌لنگ : دم‌جنبانک

اندر (مادر اندر، برادر اندر، …. ) :
مادر ناتنی، برادر ناتنی

لَخِه : کهنه پاره

کیس : کیک

این مطلب توسط محراب عبوسی بررسی شده است.
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
4
5
1 2 3 4 5


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)