سلام دوستان گلم، امروز می خواهیم در مورد دلایل یگانگی خدا صحبت کنیم. یکی از سؤالاتی که حتماً تا به حال به ذهن شما خطور کرده است، این است که چرا ما فقط و فقط یک خدا داریم؟ چرا بیش از یک خدا نمیتواند وجود داشته باشد؟
در بندهای زیر، دلایلی برای اینکه بیشتر از یک خدا نمیتواند وجود داشته باشد رو مطرح میکنیم. این دلایل بر مبنای بحث قبلی ما، مبنی بر اینکه خداوند کمال مطلق است و هیچ عیب و نقصی در او راه ندارد، مطرح میشوند:
برهان اوّل: یکی از صفات کمالی خدا، نامحدود بودن اوست. خدا نامحدود است، بدیهی است که بیش از یک موجود نامحدود نمیتواند وجود داشته باشد، زیرا وقتی یک موجود نامحدود هست، جایی برای موجود نامحدود دیگر باقی نمیماند. پس بیش از یک خدا نمیتواند وجود داشته باشد.
برهان دوم: فرض کنیم بیش از یک خدا وجود دارد، یعنی حداقل دو خدا وجود دارد، در این صورت سؤال میکنیم که اگر یکی از این دو خدا بخواهد کاری را انجام بدهد، آیا دیگری میتواند جلوی کار او را بگیرد؟ اگر گفته شود بلی پس خدای اوّل در توانش نقص وجود دارد و اگر گفته شود خیر پس خدای دوّم در توانش نقص وجود دارد. بدیهی است که داشتن نقص نشانگر این است که موجود نمیتواند خدا باشد.
برهان سوم: اگر بیش از یک خدا وجود داشته باشد، یعنی حداقل دو خدا، آیا یکی از این خداها میتواند چیزی را از دیگری پنهان کند؟ اگر گفته شود بلی پس خدای دوّم در دانشش نقص وجود دارد و اگر پاسخ داده شود خیر پس در توانایی خدای اوّل نقص وجود دارد؛ و چنانکه گفتیم، موجودی که نقص داشته باشد، نمیتواند خدا باشد.
برهان چهارم: اگر بیش از یک خدا وجود داشته باشد، آیا یکی از این خداها برای اداره کردن جهان کفایت میکند یا خیر؟ اگر گفته شود بلی آنگاه سایر خداها عبث و بی فایده هستند و این یک نقص است و اگر گفته شود خیر آنگاه این خداها همگی برای اداره جهان محتاج یکدیگر هستند و احتیاج داشتن به دیگران، یک نقص است. چنانکه گفته شد، با وجود نقص، موجود نمیتواند خدا باشد.
برهان پنجم: اگر فرض کنیم چندین خدا وجود دارد، آنگاه قدرت مجموع آنها، از قدرت هریک از آنها بیشتر خواهد بود، در این صورت قدرتی بالاتر از قدرت همگی این خدایان وجود دارد و لذا قدرت هیچیک از آنها کامل نیست و این یک نقص است و هیچیک نمیتوانند خدا باشند.
البته براهین دیگری هم برای اثبات یگانگی وجود خدا وجود دارند که اگر دوست داشته باشید، میتوانید در مورد آنها تحقیق کنید.
اثبات کمال مطلق بودن خدا(صفات کمالی خدا)
پیش از این با استفاده از برهانهای فطرت، نظم، علیّت و امکان و وجوب، وجود خدا را ثابت کردیم. حال میخواهیم صفات خدا را ثابت کنیم. از دیدگاه خداشناسی اسلامی، خداوند تمام کمالات را داراست و هیچ عیب و نقصی در او نیست. دلایل ما بر این امر به شرح زیر است:
برای این که مطلب را به زبان ساده عرض کنم، شما را به وجود خویش و جهان اطراف خود توجه میدهم. وقتی به وجود خویش و جهان اطرافمان نگاه می کنیم، می بینیم که ما و تمامی موجوداتی که اطراف ما هستند، همگی موجوداتی فقیر و محتاج هستیم. هیچ موجودی جز فقر محض چیزی دیگری نیست و هر چه دارد، امانتی است و از جای دیگر به او داده شده است. جهان هم (که مجموعۀ موجودات فقیر است) فقیر محض می باشد، زیرا هیچ گاه مجموعه به جهت مجموعه بودن، چیزی اضافه بر دارایی مجموعۀ افراد ندارد. وقتی تک تک موجودات جهان فقیر و محتاج محض هستند، پس مجموعۀ جهان نیز فقیر و محتاج محض است، پس حتماً این مجموعه از منبعی غنی، توانگر و بخشنده، موجودیت و کمال های خود را امانت گرفته است و ما آن منبع غنی بخشنده را خدا می نامیم. پس از اینکه با تأمل و دقت به وجود خدا پی می بریم، اگر در صفات او تأمل کنیم، می بینیم حتماً دانا، شنوا، اجابت کننده، قادر، حاضر و ناظر است، آن هم در حد مطلق و بی نهایت، زیرا هر موجودی را که آفرید، تمام نیازهایش را برآورده کرده است، پس تقاضای آنها را شنیده و شنوات و اجابت کننده است و قادر بوده و هیچ کس و هیچ چیز نتوانسته مانع او شود، همین طور بقیۀ صفات کمال. وقتی صفات نقص را ملاحظه می کنیم، می بینیم که قطعاً ساحت او از آنها دور است، زیرا مثل بخل از موجودی صادر می شود که بخشش را کم کنندۀ دارایی خود ببیند، در حالی که خداوند، هر چه ببخشد، با بخشیدن، از مالکیت خداوند خارج نمی شود، زیرا همه موجودات بندگان خدا هستند و همه موجودات و دارایی هایشان ملک خدا هستند. دلیل دیگر بخل این است که فرد می ترسد رقیب پیدا کند اما خداوند چنین ترسی ندارد، زیرا هیچ موجود غنی مستقلی وجود ندارد تا با خداوند رقابت کند. حسادت هم چنین زمینۀ هایی دارد حسود نمی تواند نعمتی را که دیگری دارد و خودش ندارد، تحمل کند، در حالی که هیچ کس در جنب خدا وجودی ندارد تا خدا با او حسادت کند. همه موجودات حقیر محض و خدا غنی مطلق است، پس چه حسادتی؟! دیگر صفات منفی نیز به همین منوال است.
از زوایه دیگر و با تحلیل فلسفی و عقلی ماهیت نقص به این مطلب می رسیم که نقص، به نیاز می رسد یا از نیاز ناشی می شود. موجودی که دارای نقص هست، در صدد جبران آن و کامل کردن نقص خود است و چون آن کمال را ندارد، باید از چیز دیگر طلب کند، یعنی چیزی دیگر خارج از وجود او، آن کمال را اهدا کرده و آن نقص را برطرف کند، در نتیجه موجودی نیازمند به غیر خواهد بود، اما این معنا برای خداوند صحیح نیست، در مرتبۀ پیش از آن در خداوند بوده که آن را به موجود اعطا کرده است. هم چنین چون واجب الوجود است، نیازمند هیچ چیز نخواهد بود. اگر نیازمند بود، ممکن الوجود بود و خدا نبود. (دلیل واجب الوجود بودن خداوند در بحث های کلامی و فلسفی آمده است).
بررسی مطلب از زوایۀ دیگر: اگر نقص در وجود خداوند باشد، یعنی فاقد کمالی از کمالات وجود و هستی باشد، نتیجه آن خواهد بود که وجود خداوند، محدود به برخی از کمالات وجودی است که فاقد آنها است، پس در هستی کمالات وجودی خواهد بود که خداوند فاقد آنها است، و این بدان معنا است که در دایره هستی موجودات یا حقایق صاحب کمال باشند که جدای از خداوند بوده و آفریده او نیستند، در حالی که تمام عالم آفریدۀ خداوند است و هر کمالی موجودی، نشان وجود آن کمال در پروردگار است، زیرا کمال در هر معلول، نشان وجود کمال در «علت» آن است که اگر «علت» آن را نمی داشت، در معلول هم نبود. پس در دایره وجود و هستی، هر کمالی باشد، خداوند دارای آن کمال است و معنایش آن است که خداوند هیچ کاستی و نقصی ندارد.