
جوون تر که بودم یکی عاشقم بود
منو که نمیدید دلش میگرفت زود
میگفت خیلی وقته دلم پا به پاته
میگفت هر جا باشی نگاهم به راته
منم بچه بودم دلم پر پرش شد
بهش اینو گفتم اونم باورش شد
خلاصه نشستیم یه رویا کشیدیم
واسه زندگیمون چه خوابایی دیدیم
به هم قول دادیم که با هم بمونیم
تا هر جا که میشه تا هر جا بتونیم
ولی من نموندم نه اینکه نمیشد
زدم زیر قولم دلم دم دمی شد
حالا گاهی وقتا به یادش میافتم
درست لحظه هایی که یادش میفتم
تمام وجودم پر از شرم میشه
به این خاطراتش سرم گرم میشه
به هم قول دادیم که با هم بمونیم
تا هر جا که میشه تا هر جا بتونیم
خودم زندگیمو به حسرت سپردم
درست خاطرم نیست ولی پاشو خوردم
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.