فراموش کردم
اعضای انجمن(108) ارتباط با مدیریت انجمن طریقه آپلود عکس ، فیلم وموسیقی میانالی از نگاهی متفاوت طریقه قرار دادن موسیقی و کلیپ در مطلب
جستجوی انجمن
ثریا محسنی (SMIRAN )    

سکانس شانزدهم ( زندگی در تبریز فقط 2 سال )

درج شده در تاریخ ۹۲/۰۶/۰۹ ساعت 22:35 بازدید کل: 276 بازدید امروز: 182
 

از تاریخ 1378 تا 1380 در تبریز بودم

من که هزار فکر و آرزو داشتم با انتقال سجاد به یکی از بنادر ایران تمام آرزوهایم ناتمام ماند

....

در طول دو سال زندگی در تبریز بمن خیلی خوش گذشت

بهترین روزها و بهترین ساعات زندگیم در کنار سجاد سپری شد

در آخرین روزهای زندگی در تبریز پسر دایی ام

تصادف کرد و مدتی در بیمارستان تبریز بستری بود

مهمان های زیادی در طول دو سال از میانه به خانه ما می آمدند و ما می رفتیم

و من در بهزیستی و سجاد در اداره خودشان روزگار را میگذراندیم

زندگی در تبریز در طول دو سال با تمام خوشی هایش بدلیل انتقال سجاد به بندر

غروب کرد و رفت تا در دیاری دور و غربت طلوعی دیگر بکند

چند بار پدر و مادرم برای دیدنم به تبریز آمدند

چند بار برادرانم و خواهرم برای دیدار از من به تبریز آمدند

و یکبار هم سالار بدری با برادرم با ماشین بزرگ آمدند

و خیلی جریانات دیگر

خاطرات دو سال در تبریز اگر از طرف نویسنده این مطالب عمری باشد

یک روز نوشته خواهد شد

و بدین سان زندگی میرود تا به پستی و بلندی های خود نزدیک بشود

ثریا محسنی

1380

 

این مطلب توسط سبوی تهی بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۲/۰۶/۱۰ - ۱۳:۴۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات