از کوچه ی دلتنگی من ،
تا خیابان بی مهری تو،
راهی نیست .
اما بر قلم، سخت می گیرم
تا پلی زنم بر خاطراتمان.
روزهای کپک زده ..!
خواهی، نخواهی
یک دل سیر،
تو را می سرایم...
می سرایم برای کلاغ هایی
که مرا فریب دادند،
آن لحظه که پچ پچ میکردند
و من
در این اندیشه که
پیامی از تو به بار دارند!
می نویسم ازخراشی،
که به جا ماند
از زخم زبان دوستانه ای..
فریاد می زنم
از آن روزی که شکستم
و
در تماشای خدایم،
به دل وعده می دهم،
که زمزمه ی خواهشم را می نگرد.
به لب " آمین " دارم،
در دل " شاید " میگویم.
صبر را دلداری میدهم
و تسبیح می گردانم؛
که خدایا،
ناباوری مهمان نشود،
از پنجره ی احساسم ...
و مبادا
بغض بارور "مریم"
در کمین نیشترخاطره ای،
عادت ابر شدن
را تکرار کند !!!
نوشته: مریم.یعقوبی

به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
در دل " شايد " ميگويم
موسیقی عشق مي نوازد نرم نرمک...
من سوار بر امواج کلمات دست و پا شکسته مي نويسم
دوستت دارم...
مي نويسم از تو که در کنج قلبت گنجینه ایی از احساس داری
مي نويسم از پازل های قشنگ عشق برای تو...
امیر پیمانفر: من سوار بر امواج کلمات دست و پا شکسته مي نويسم
هوایم به وسعت حرف های نگفته
گرفته است...
برای شنیدن یک صدا
برای خواندن یک شعر
چقدر تنها مانده ام ...
ما را چندان بالا
نخواهند برد
و در نیمه راه فرو می افتیم
با بال های شکسته…
وقتي رسيدم
که تو
در آسمان برفي
گم شده بودي .5555
به پروانه گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من زیبا تر است..."
به شمع گفتم: "عشق چیست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."
به عشق گفتم: "آخر تو چیستی؟" گفت: "نگاهی بیش نیستم
این شعرو من واقعا دوسش داشتم ولی دلم نیومد تو نظرات نباشه
هرچه هستی گذرا نیست هوایت بویت
فقط اهسته بگو..... با دلم میمانی