گروهی دیگر آن را جزو خرافات میپندارند.
* گرهگشایی از مشکلات مردم تنها با یک حکاکی!
* هر فردی صلاحیت حکاکی بر روی شرفالشمس را ندارد
برای بررسی میزان وثاقت دعای شرفالشمس ـ که برخی آن را اسم اعظم میدانندـ به سراغ یکی از اساتید حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم (ع) میرویم.
«مؤمنه عربی» در خصوص مستند و مستدل بودن شرفالشمس میگوید: اصل شرفالشمس حقیقت دارد اما سنگی که امروزه در بازار به عنوان شرف شمس در میان مردم رواج دارد سنگ شرف شمس نبوده و هر شخصی صلاحیت حکاکی بر روی آن را ندارد.
وی ادامه میدهد: نویسنده دعای شرفالشمس باید فردی متقی و به دور از گناه باشد لذا افرادی که با تعیین قیمت و نصب آن در سردر مغازهها نه تنها شایسته انجام این کار نبوده بلکه برای رسیدن به منافع خویش به این کار روی آوردهاند. عربی با بیان اینکه شرفالشمس زمانی مؤثر است که ذکر مخصوص روی نگین اصل حک شود، معتقد است: به دلیل آنکه امروزه نگین شرفالشمس اصل، بسیار کمیاب بوده و این مسئله که امروزه در برخی از مکانها شاهد تبلیغات سوء هستیم که منجر به ترویج خرافات شده است.
* حکاکی شرفالشمس در قرون اخیر باب شده است
اما حجتالاسلام والمسلمین مهدی طائب اعتقاد چندانی به حکاکی شرفالشمس ندارد. وی معتقد است: برخی از اشخاص مطلبی شبیه حق را بیان میکنند که شاید در ابتدا مخالفانی داشته باشد اما به مرور زمان به یک رفتار خرافی تبدیل میشود. وی در خصوص فهم صحیح حقایق دینی اظهار میکند: علمای دینی، بهترین شاخص برای ما هستند و با توجه در اعمال و رفتار آنها میتوان حق را از امور باطل تشخیص داد چرا که در طول تاریخ برای ما ثابت شده که علما در انجام واجبات، مستحبات و ترک محرمات و مکروهات نسبت به سایر مردم پیشی داشتند.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح میکند: اگر انجام کاری مستحب بود بألاخره برای یکبار هم که شده از سوی ائمه اطهار (ع) و علما باید انجام میشد لذا عملی که مطلقاً برای یک دفعه هم علما به انجام آن مبادرت نورزیدهاند به احتمال قوی ریشه در خرافات دارد.
وی در ادامه میگوید: حکاکی شرفالشمس به قرنهای اخیر باز میگردد و در کتب روایی متقدم مطلب یا روایتی با این مضمون یافت نمیشود.
این کارشناس مذهبی، پرهیز از امور خرافی، توکل بر خداوند متعال و توجه به هدایت و ارشادهای حضرات معصوم(ع) را از جمله مسائلی میداند که ما را از توسل به مسائل غیر واقعی بینیاز میکند و در واقع توجه به برخی حاشیهها انسان را از مسیر اصلی دور خواهد کرد. وی چنین مطرح میکند: خرافات، مخرب واقعیتهاست به دلیل آنکه اصل و مبدأ خرافه از سوی کسانی است که برای دستیابی به منافع دنیایی خویش، چیزی شبیه حق را در میان مردم مطرح میکنند بنابراین وقتی انسانها به امور شبیه حق مشغول شوند در نتیجه از حقایق باز خواهند ماند.
طائب در پایان ابراز داشت: شاید برخی خرافات در ظاهر ضرری برای انسان نداشته باشد اما سود و بهرهای که باید از حق نصیب او میشد را از دست داده و به طور کلی، خرافات مکتبی است که نه تنها هیچ سنخیتی با کمالات انسانی ندارد بلکه در مقطع زمانی خاص، انسان را از رشد معنوی باز خواهد گذاشت.
* دل ز گوهر بر کن ای گوهرطلب!
با مراجعه به کتابهای حدیثی صحت سخنان حجتالاسلام طائب بیشتر آشکار میشود. چرا که با وجود «اسم اعظم» دانستن شرفالشمس و منصوبکردن آن به حضرت علی(ع) قدیمیترین مطالب در این باره به حداکثر 4 قرن پیش باز میگردد و هیچ نشانی از آن در کتابهای متقدم به ویژه کتب اربعه شیعه یافت نمیشود.
62303/
دانلود کلیدواژه ها: امام علی(ع) - خرافه