فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 9667


درباره من
امیر-اتشین (amir-atashin )    

دلداده

درج شده در تاریخ ۹۴/۰۱/۲۴ ساعت 12:55 بازدید کل: 66 بازدید امروز: 66
 

دیدمش از دور که می رفت

 

 اشک سردی تو چشاش بود

 

  اون نمی خواست بره اما...

 

  زنجیر اجبار باهاش بود

 

  می شنیدم هق هقش رو

 

  که می گفت تا فردا بدرود

 

  لحظه هایی تلخ بود، اما...

 

   دل من منتظرش بود

 

 به سلامت ای همه کس

 

  می دونم که برمی گردی

 

 می دونم دلت همین جاست

 

    از دلم سفر نکردی...

 

  خیلی زود رفت لب جاده

 

   اما من اونو میدیدم

 

  خداحافظ گفتنش رو

 

  خیلی روشن می شنیدم

 

  چند قدم مونده به بودن

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۴/۰۱/۲۴ - ۱۲:۵۶
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات