|
مهدی گودرزی 313
(
![]()
آلبوم:
love
![]()
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ:
بازدید کل:
226 بازدید امروز: 226
توضیحات:
دیروز تو را به خواب دیدم.. و انگار تکه نباتی بودی..
ذوب میشدی.. حل میشدی.. در دهانم.. درون دندههایم.. مگر شیرینتر از نبات هم یافت میشود؟ دیروز خوابت را دیدم و انگار شاخهای سبز بودی.. خرامان.. رقصان.. روی ناهمواریهایم.. خم میشدی.. مگر چیزی بیش از اینکه شاخهای سبز باشی، خوشحالم میکند؟ دیروز تو را در خواب دیدم.. و انگار قطعهای مرمرین بودی.. خرد میشدی و.. جمع میشدی.. بعد هم در اعماقم به آوار بدل میشدی.. مگر آدم آرزویی فراتر از تصاحب و.. در دست گرفتن تکهای از مرمر را در سر می پروراند؟ دیروز تو را در خواب دیدم و.. انگار که عود و عنبر بودی.. عطر تو میتراوید و جانفزا میشد.. و درون نفسهایم ساکن میشدی.. مگر جز بوییدن عود و عنبر هم.. چیزی بر وجد و سرمستیام میافزاید؟
درج شده در تاریخ ۹۹/۱۰/۰۷ ساعت 09:14
برچسب ها:
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (2)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
Ayda.:
کاکتوس:
بگفت آری، چو خواب آید، کجا خواب؟
Masih: بگفتا هر شبش بینی چو مهتاب؟ بگفت آری، چو خواب آید، کجا خواب؟