|
مهدی گودرزی 313
(
![]()
آلبوم:
love
![]()
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ:
بازدید کل:
86 بازدید امروز: 86
توضیحات:
دوستِ صمیمیام
که تراژدی و اندوه و غربت را درچشمانت میخوانم ما مردمی هستیم که شادی را نمیدانیم! بچههای ما تاکنون رنگین کمان ندیدهاند اینجا کشوری است که درهای خود را بسته است و اندیشیدن و احساس را لغو کرده است! کشوری که به کبوتر شلّیک میکند، و به ابرها و ناقوسها. اینجا پرنده پروایِ پریدن ندارد و شاعر هراس از شعر خواندن! اینجا کشوری است که راهی برای پیمودن ندارد حتی مگس از پریدن میترسد و شب شعری برگزار نمیشود! اینجا کشوری است که نیمی از آن سیاهچال است نیمِ دیگر نگهبان ! مُردگان با همسرانِ یکدیگر ازدواج کردهاند و روشن نیست مردمانش کجا رفتهاند! گردشگرِ مو طلایی فرانسوی به من میگوید کشورِ شما زیباترین کشوری است که من دیدهام! اینجا باران میخندد گلها میخندند هلو و انار میخندد بوتههای یاسمن از دیوارها آویزانند پس چرا درکشورِ شما هیچ آدمی نمیخندد ؟! نزار قبانی
درج شده در تاریخ ۳/۰۷/۱۶ ساعت 08:50
برچسب ها:
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (2)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
سمت راست
قفسهی سینش
و گفت وای قلبم!
خندید،
گفتم قلب
سمت چپهها!
سریع دستشو
گذاشتش سمت چپ،
با ناله گفت حواس نمیذاری
واسه آدم که
سمت راست
قفسهی سینش
و گفت وای قلبم!
خندید،
گفتم قلب
سمت چپهها!
سریع دستشو
گذاشتش سمت چپ،
با ناله گفت حواس نمیذاری
واسه آدم که
سمت راست
قفسهی سینش
و گفت وای قلبم!
خندید،
گفتم قلب
سمت چپهها!
سریع دستشو
گذاشتش سمت چپ،
با ناله گفت حواس نمیذاری
واسه آدم ک