درباره من I m AsAlL khanoOm
axe khodame hey naporsiiin joOne man. BF ham nadaram o nemikhamam dashte basham pas dg gire 3pich nadiiiiiiiiiiin ... ok. HAMIN DG NAPORSINA banoo_a@rocketmail.com کاش می دانستی من سکوتم حرف است حرف هایم حرف است خنده هایم حرف است کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم کاش می دانستی کاش می فهمیدی کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند یا نگاهم تلی از عشق بدستان تو زنجیر کند من کمی زودتر از خیلی دیر مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد تو نترس سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست تازه خواهی فهمید ________________________ بــــــــدان ... "حــــــوای" کسی نـــــمی شــوم که به "هــــــوای" دیگری برود ... تنهاییم را با کسی قسمت نـــمی کنم که روزی تنهایم بگذارد ... روح خـــداست که در مــــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفته ... ... ... ... ... ارزان نمی فروشمش... |
عسل بانو
(
![]()
1
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (0)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
ویــــران شـده میخواهی؟ تنــــها بـه تــو آبـادم
خـاکســـتر ِ تـن خواهـی؟ هــر لحظه تماشا کن
مـن در تب ِ احســـاسـم، چــون آتــش ِ در بـادم
هرجمله که میگفتی، در سینه به خون حک شد
آمـــــاده ی اِحــــرامـم، بـــا قــدرت و بـنـیــــادم
بــر گـــوشــه ی لب هایت،اِحـــرام ِ وفـا بسـتم
چشمــت حجــرالاســود،دیــدم، بـه تب افـتادم
می ســـوزم و می خـنـدی؟ افـتـاده ی لبخـندم
ســیبـــی نـکـن از باغـم ،با آتـــش ِ جـان شادم
چـــون کــودک ده ســاله،هر لحظه بزن سنگـی
من شـیـشه ی ِ عــمـــــــرم را، در روز ِ ازل دادم
صــــد وعــده به جان دادی،مِـی شد دل ِ انگورم
میــخانه نمی خواهــی؟پــُــر کـن قدحـــی یادم!
ســــرشاخه ی زنبـق شد،حالاتِ ســرم امشب
یحیی شـــدم این ســر را بخشم به تو اســتادم
عـقلـم نرسـد جـایــی جـُـز کـوچـه ی برگـشتت
از دل غـــــزلی گـفـتـم، هـمــرنگ بــه فـــریـادم
گــــر قـابـل غـم دیـدی یـا قـابـل ِوصـلـی خــوش
دل گـــرم ِ پـیـــامــی کـــن،بـا هــر دو مـن آبـادم
یک وعـده دروغـم گـــو چـون وعـده ی پیشین ات
آیـا تـو هـمیـــن حـــالا، هـمّـت کــُنــی امـــدادم؟
در بحر هـَـزَج خواندی شعــری ز سـخن سـنـجی
اَخـرَب ز کــجــا آمــــد؟شــایـد کـــه بــه تب زادم
اهل دیـــروزم و فردای مرا دفـن کنید
لـحدم را بگذارید بــــه روی لـحدم
شـال ابریشم لیلای مرا دفن کنید
ایل من مرده کسی نیست که چنگی بزند
وقت تنـــگ است بخـــــارای مرا دفن کنید
صخره ام،صخره که دلتا شده از سیلی رود
دل که خـوب است فقط "تا"ی مرا دفن کنید
تا پر از روسری و سیب شود شهر شما
زیــــر این خاک غــزل های مرا دفن کنید