فراموش کردم
رتبه کلی: 240


درباره من
خدایا...
دهانم را بو کن!
...ببین...
بوی سیب نمیدهد!
من دیگر حوایی ندارم که برایم سیب بچیند!
میدانی آدم بدون ِحوایش چقدر تنها میشود؟
میدانی محکوم بودن چقدر سخت است؟
وقتی که گناهی نکرده باشی و حتی سیبی را نبوییده باشی...؟
میدانی حوای بعضی از آدم هایت میگذارند و میروند؟
میدانی که میروند و جلوی چشم آدم، حوای دیگری میشوند؟
نمیدانی......
تو که هیچ وقت حوا نداشته ای!
ولی اگر میدانی و باور کرده ای خستگی ام را
این آدم را ببر پیش خودت...!
خسته ام از زندگی....
...دهانم را بو کن...
...ببین...
بوی سیب نمیدهد...
خسته ام خدایا....
حتی از............
غروب دریا (bagher )    

می خندم

درج شده در تاریخ ۹۳/۱۲/۱۵ ساعت 17:38 بازدید کل: 128 بازدید امروز: 128
 
می خندیم...

ساده می گیریم...

ساده می گذریم...

بلند می خندیم و با هر سازی میرقصیم ...

نه اینکه دل خوشیم!

نه اینکه شادیم و از هفت دولت آزاد!

مدتی طولانی شکســــتیم، زمین خوردیم،

سخــــتی دیدیم، گــــریه کردیم و حالا ...

برای " زنده ماندن" خودمان را به "کوچه ی علی چپ" زده ایم ...!

روحمان بزرگ نیــــست! دردمان عمیــق است ...

می خندیم که جای زخــم ها را نبینند ..می خندم
تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۳/۱۲/۱۵ - ۱۷:۳۸
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
الله سوگیلیم(13741020 )
۹۳/۱۲/۱۵ - 17:51
غروب دریا(bagher )
۹۳/۱۲/۱۵ - 18:13
غروب دریا(bagher )
۹۳/۱۲/۱۵ - 18:13
نقل قول:
الله سوگیلیم:
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)