فضای خسته و پوسیده زمستانی
وحس مبهم <<شاید توهم پشیمانی >>
تمام حوصله ام را سوال پیچیده
پراز توام و پر از ابرها ی بارانی
نشته در اتوبوسی که ایستگاه اش را
به هر جای جهان می شود بچسبانی
در انتخاب خودم یا تو یا خدایی که ...
که بگذریم . از این فکر های شیطانی
ببین مرا وسط جاده های بی عابر
بدون قلب تو با عشق های جبرانی
تورا قدم زدم آنقدر تا که پیوستم
به خط ممتده این جاده های طولانی
به اعتراف گناهی نکرده افتادم
مرا بلند کن از این دروغ پایانی