فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 2742


درباره من
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من،
من خودم بودم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزید ،
من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت گر چه در حسرت گندم پوسید ،
من خودم بودم و هر پنجره ای که به سر سبز ترین نقطه ی بودن وا بود و خدا می داند سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود
من نه عاشق بودم و نه دلداده به گیسوی بلند و نه آلوده به افکار پلید من به دنبال نگاهی بودم که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید...
بیتا*راد (bita-rad )    

گل بیتا

درج شده در تاریخ ۹۱/۰۲/۱۶ ساعت 16:43 بازدید کل: 550 بازدید امروز: 185
 

  مگه تا اونور جاده های شب ... چقدر راه نرفته مونده بود؟

  مگه تو چشمای سبز پنجره ... گل بيتا از خدا نخونده بود؟

  مگه معجزه نبود تو دست ما ... مگه شب با عشق ما سحر نشد؟

  يادته رو اسم شهرا خط زديم ... ديدی چشم هيچ غريبی تر نشد

  وقت خوابه بی ترانه ست گل بيتای قشنگ ... پر اشكم پر شعرم منمو اين دل تنگ

  حالا تنهايی دوباره ميزنه بارون رو دستات ... پر ميشن از باور شب رنگ آبی نفسهات

  حالا تا صبح نگاهت انگاری يه دنيا راهه ... هر چی راه ميری تو شبها باز ته جاده سياهه

  تو ببند چشماتو ساده اون ديگه حالا تو ابراست ... اون گذشته از من وتو, تودلش زندگی برپاست

  تو بايد تنها بمونی با همون چتر شكستت ... زير بارون توی پاييز با چشای خيس بستت...

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۰۲/۲۸ - ۲۰:۵۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)