درباره من
من آن گلبرگ مغرورم، که می ميرم ز بي آبى،
ولی با خفت و خارى پى شبنم نمي گردم)
زهوشیاران عالم هرکه رادیدم غمی دارد
دلا دیوانه شو دیوانگی هم عالمی دارد
موی سیاهم برهت کرده ام سپید
تاکه نگویند نیست بالاترزسیاهی رنگ
پیری آن نیست برسربزند موی سپید
هرکه این معنا نداندواقعاًپیراست ...