مفهوم تراب
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ وَ تَوَکَّلتُ عَلَی الله
در این مقاله می خواهیم جایگاه و مفهوم تراب را در نظام عالم بررسی کنیم. برای باز شدن مفهوم تراب ابتدا سؤالاتی را پیرامون این موضوع مطرح می کنیم و سپس با توکل به خدا پاسخ سؤالات را با توجه به آیات قرآن و احادیث اهل بیت(ع)بیان می کنیم.
در مرحله ی پنجم خلقت انسان ماجرای خلقت جسم مادی آدم(ع) از تراب را داریم، اما چرا در آیه 5 حج آمده: یا أَیُّهَا النّاسُ إِن کُنتُم فی رَیبٍ مِنَ البَعثِ فَإِنّا خَلَقناکُم مِن تُرابٍ؟ سؤال دیگری که مطرح می شود این است که در آیه
20 سوره ی روم داریم: وَ مِن آیاتِهِ أَن خَلَقَکُم مِن تُرابٍ ثُمَّ إِذا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ. چرا خلقت انسان از تراب آیه شمرده شده؟ مگر جنسیت های دخانی، برزخی، روحی و نوری جنسیت های لطیف تر و بالاتری نیستند که خداوند خلقت از تراب یعنی جنسیت مادی را از آیاتش برشمرده ؟
می دانیم که کل عوالم و نشئات بخشی از پیکره ی مولاأمیرالمؤمنین (ع) است. ایشان عالم و آدم را به سوی ملک کبیر تربیت می کنند و جالب است، ایشان ابوتراب هستند. این دو موضوع چه ارتباطی باهم دارد؟
یک دانه برای این که رشد بکند و جوانه بزند باید در دل خاک قرار گیرد. در حقیقت خاک محیطی است که در آن محیط دانه جوانه زده و به گیاه تبدیل می شود، یعنی تنها خاک قابلیت بالفعل کردن آن بذر و تبدیلش به یک گیاه را دارد. در نظام عالم ما این ماجرا را در مورد کلمة الله می بینیم. کلمة الله برای بالفعل شدن و تبدیل به ملک کبیر باید در عمق عالم بیاید تا جوانه زده و به ملک کبیر تبدیل شود. این ماجرا چگونه انجام می شود؟
أمیرالمؤمنین(ع) کلماتیون را به عمق عالم می فرستند و آنها را واجد جسم و جنسیت مادی یعنی تراب می کنند تا تربیت شوند و بتوانند ملک خداوندی را برپا کنند. اگر کلماتیون جنسیت مادی یعنی تراب را نداشته باشند، هرگز نمی توانند ملک خداوندی را برپا کنند. یک دانه اگر در دل خاک قرار نگیرد هرگز به گیاه تبدیل نمی شود. کلمة الله باید در قالب تراب به عمق عالم بیاید تا بتواند نشئات را برپا کند.
کلاً در نظام خداوندی هرگاه قرار باشد نشئه ی جدیدی رقم بخورد همه باید در قالب تراب قرارگیرند تا ابوتراب یعنی أمیرالمؤمنین(ع) آن ها را تربیت کند و آن ها قابلیت قرار گرفتن در نشئه ی جدید را پیدا کنند. وقتی موجودات در قالب تراب قرار می گیرند ارتقا داده شده و قابلیت قرار گرفتن در نشئه ی بعدی را پیدا می کنند. البته کسانی که قابلیت ارتقا ندارند باید در آتش جهنم سوزانده شوند تا قابلیت رشد و تربیت را پیدا کنند.
البته این ارتقا در نشئات با درجات متفاوتی واقع می شود. اولین درجه ی آن در آخرالزمان واقع می شود. در آخرالزمان اموات به دنیا رجعت می کنند و به صورت مادی قابل رؤیت می گردند، همه با جنسیت مادی یعنی تراب به دنیا رجعت داده می شوند. چه کسی این کار را انجام می دهد؟ ابوتراب با وجه دابة الأرضی خود. در آیه 81 نمل داریم: وَ إِذا وَقَعَ القَولُ عَلَیهِم أَخرَجنا لَهُم دَابَّةً مِنَ الأَرضِ. دابة الأرض چکار می کند؟ تُکَلِّمُهُم. آن ها را کلماتی تربیت می کند و قابلیت قرار گرفتن در بهشت ظهور را به آن ها عطا می کند و آن ها را در سیر إلیه راجعون به سمت ملک کبیر رجعت می دهد. حتی خود أمیرالمؤمنین(ع) که صاحب کلمات هستند هم به عمق عالم می آیند و با جسم مادی در دنیا حضور پیدا می کنند. به کدام استناد؟ به استناد آیه ی 81 نمل. در ابتدای این آیه داریم: وَ إِذا وَقَعَ القَولُ عَلَیهِم أَخرَجنا لَهُم دَابَّةً مِنَ الأَرضِ. و هنگامی که قول بر آن ها واقع شد، جنبنده ای را از زمین برای آن ها خارج کردیم. حتی دابة الأرض هم از دل تراب و با جسم مادی و جنسیت تراب خروج می کند.
چرا در قالب تراب؟ چون تراب مفهومی شامل است. در حقیقت تراب همه ی جنسیت های نوری، روحی ، برزخی و دخانی را در بر می گیرد. در سیر خلقت انسان ابتدا بعد نوری به روح مقید می شود . سپس نوری که به روح مقید شده در قالب جسم برزخی می آید و آنگاه نور و روحی که مقید به جسم برزخی شده اند واجد جنسیت مادی یعنی تراب می شوند. پس تراب مفهومی است که حداقل عوالم شهود یعنی از عرش به پایین را در بر می گیرد.
چرا أمیرالمؤمنین(ع) به عمق عالم می آیند؟ چون ایشان ابوتراب هستند. یعنی تربیت کننده ی پاک طینتان. این موضوع دقیقاً در حدیثی ذیل آیه ی آخر سوره ی نبأ آمده است . در این آیه داریم: إِنّا أَنذَرناکُم عَذابًا قَریبًا یَومَ یَنظُرُ المَرءُ ما قَدَّمَت یَداهُ وَ یَقُولُ الکافِرُ یا لَیتَنی کُنتُ تُرابًا. اهل بیت(ع) می فرمایند: «یا لیتنی کُنتُ تُرَابا، أی من شیعة أبی تراب». وقتی کافر می گوید ای کاش من تراب بودم، یعنی ای کاش از شیعیان ابوتراب (أمیرالمؤمنین) بودم. و یا در حدیث دیگری داریم که وَ یَقُولُ الکافِرُ یا لَیتَنِی کُنتُ تُراباً یعنی عَلَویًّا أتَوَالی أباتُراب ، آن روزی که کافر آرزو می کند که ای کاش من تراب بودم، یعنی ای کاش از شیعیان أمیرالمؤمنین(ع) بودم تا ایشان که ابوتراب هستند من را ولایت کنند. آن روز چه روزی است؟ در همین آیه آمده که إِنّا أَنذَرناکُم عَذابًا قَریبًا. عَذابًا قَریبًا چه زمانی واقع می شود؟ در آخرالزمان. لذا این ماجرا در آخرالزمان اتفاق می افتد. در آخرالزمان أمیرالمؤمنین (ع) با وجه دابةالأرضی خود به عمق عالم می آیند و کلماتیون را به دنیا رجعت می دهند تا آن ها برپاکننده ی ملک خداوندی باشند.
حال برای بررسی بیشتر و دقیق تر مفهوم تراب به سراغ آیات مربوط به مرحله ی پنجم خلقت انسان می آییم. اولین سؤالی که مطرح می شود این است که در مرحله ی پنجم خلقت انسان، موضوع خلقت جسم مادی آدم(ع) از تراب را هم داریم. این دو چگونه با هم جمع می شوند؟ برای پاسخ به این سؤال به سراغ مفهوم تراب بیاییم. تراب مقوله ای شامل در نظام خداوندی است و کل عوالم و نشئات را در بر می گیرد و نمودی از آن به صورت مادی قابل مشاهده و رؤیت است. لذا کل انسان ها از تراب(با آن مفهوم شامل) خلق شده اند، ولی تراب با نمود مادی(یعنی همان خاک مادی) را فقط آدم(ع) دارد.
آیه ی اول این عنوان آیه ی 59 سوره ی آل عمران است. در این آیه آمده: إِنَّ مَثَلَ عیسی عِندَ اللّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُن فَیَکُونُ. مثال عیسی(ع) در نزد خداوند مانند مثال آدم(ع) است؛ که او را از تراب آفرید. چرا خداوند ماجرای حضرت عیسی(ع) را به ماجرای آدم(ع) تشبیه می کند؟ مگر حضرت عیسی(ع) از تراب خلق شده که خداوند این مثال را می زند؟ جالب است. ماجرای دیگری هم در قرآن فقط به حضرت آدم(ع) و حضرت عیسی(ع) نسبت داده شده و آن نفخ روح است. در قرآن در مورد انسان ها نفخ روح سه بار برای حضرت آدم(ع) و دوبار برای حضرت عیسی(ع) مطرح شده. این دو موضوع چه ارتباطی با هم دارند؟
گفته شد که کلمة الله در قالب تراب به عمق عالم آمد. در حقیقت تنها ظرف برای نزول کلمةالله تراب است. پس انسان ها هم چون این جنسیت را داشتند حامل امانت الهی یعنی کلمة الله شدند که به این موضوع در آیه ی 72 احزاب اشاره شده است. قرار گرفتن کلمة الله در تراب درجه ای از ماجرای نفخ روح است. لذا با توجه به این موضوع و مفهوم تراب می فهمیم که چرا خداوند ماجرای عیسی(ع) را به ماجرای آدم(ع) تشبیه می کند. نفخ روح به آدم(ع) با ماجرای القای کلمات بر ایشان و نفخ روح به عیسی(ع) با کلمه قرار داده شدن ایشان واقع شد.
آیه بعدی در زیر مجموعه ی مرحله پنجم خلقت انسان آیه ی 5 سوره ی حج است. در این آیه داریم: یا أَیُّهَاالنّاسُ إِن کُنتُم فی رَیبٍ مِنَ البَعثِ فَإِنّا خَلَقناکُم مِن تُرابٍ ثُمَّ مِن نُطفَةٍ ثُمَّ مِن عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُضغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُم وَ نُقِرُّ فِی الأَرحامِ ما نَشاءُ إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخرِجُکُم طِفلاً ثُمَّ لِتَبلُغُوا أَشُدَّکُم وَ مِنکُم مَن یُتَوَفّی وَ مِنکُم مَن یُرَدُّ إِلی أَرذَلِ العُمُرِ لِکَیلا یَعلَمَ مِن بَعدِ عِلمٍ شَیئًا وَ تَرَی الأَرضَ هامِدَةً فَإِذا أَنزَلنا عَلَیهَا الماءَ اهتَزَّت وَ رَبَت وَ أَنبَتَت مِن کُلِّ زَوجٍ بَهیجٍ . چرا در مراحل خلقت انسان خلقت از تراب آخرین مرحله است، اما در این آیه خلقت از تراب اولین مرحله می باشد؟ در آیه ی 5 حج کل ماجرای خلقت انسان در فَإِنّا خَلَقناکُم مِن تُرابٍ جمع شده و مراحل بعدی که ذکر شده مراحلی است که انسان های پس از حضرت آدم(ع) برای وارد شدن به دنیا طی می کنند. و جالب است که در انتهای همین آیه ماجرای جوانه زدن بذر کلمة الله از عمق عالم و از دل تراب یعنی از وجود انسان مطرح شده که این ماجرا با جاری شدن ولایت عظیم دابة الأرض در آخرالزمان آغاز می شود . سیر شکوفا شدن کلمة الله در وجود انسانی که به بشر تبدیل شده در طول مقاطع نشئات ادامه می یابد تا این که ملک کبیر در وجود شیعه برپا شود.
اما کلمة الله چگونه بالفعل می شود؟ بالفعل شدن کلمة الله در حقیقت رشد و تربیت صفت امامت و تبدیل آن به مُلک طبق الگویی است که اله به آن می دهد و کل این ماجرا درون تراب یعنی در وجود شیعه اتفاق می افتد. چه کسی این کار را می کند؟ ابوتراب. ابوتراب با جاری کردن ولایت خود در وجود انسان(فَإِذا أَنزَلنا عَلَیهَا الماءَ)، ماجرای بالفعل شدن کلمة الله درون تراب را ولایت می کند.
و کل این سیر در آیه ی 20 روم آورده شده. آیه ی 20 روم در حقیقت کل سیر نشئات را از نشئه ی اولی تا ملک کبیر بیان می کند . در این آیه داریم : وَ مِن آیاتِهِ أَن خَلَقَکُم مِن تُرابٍ . با توجه به مفهوم تراب ، خَلَقَکُم مِن تُرابٍ کلیه ی مراحل خلقت انسان را در بر می گیرد(که آغاز آن از نشئه ی اولی است) قسمت بعدی آیه هست : ثُمَّ إِذا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ . این عبارت خود شامل سه قسمت می شود. قسمت اول «ثُمَّ» است که مقطع آخرالزمان می باشد، قسمت بعد «إذا» است که منظور صبح یوم الله ظهور می باشد و قسمت بعد «أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ» است که کل سیر نشئات تا ملک کبیر را در بر می گیرد.
هرچه در این سیر به ملک کبیر نزدیک تر می شویم، به تراب و به حقیقت تراب نزدیک تر شده ایم. در طول مقاطع نشئات تمام موجودات ناخالصی هایشان بیشتر ریخته می شود، پاک تر می شوند و به اصل خود یعنی اهل بیت(ع) نزدیک تر می شوند. هرچه در این سیر به سمت ملک کبیر جلوتر می رویم دست خدا پررنگ تر و دست دیگران کم رنگ تر می شود. در ملک کبیر چه واقع می شود؟ آیه ی 20 سوره ی انسان: وَ إِذا رَأَیتَ ثَمَّ رَأَیتَ نَعیمًا وَ مُلکًا کَبیرًا . در ملک کبیر همه چیز به صورت نعیم درآمده. در آن فضا همه چیز ارتقاء پیدا کرده و کلمة الله شده است. در نهایت در فضای وجود فقط یک عنصر می ماند و آن کلمة الله است. ولی کلمة الله به علت وجود داشتنش ناقص است. همین که وجود دارد یعنی ناقص است. یعنی مفهوم وجود هم باید ارتقا پیدا کند تا حدی که از هویت بیافتد و آن جا است که مفهوم تراب تازه جایگاه پیدا می کند. تراب یعنی بی هویتی. در تراب هیچ چیز نیست ضمن این که همه چیز هست. جایگاه اصلی ابو تراب هم در آن فضا است. در آن زمان ابو تراب تازه کارش را شروع می کند. لذا ملک کبیر تازه آغاز ماجرا است.
در حدیثی از قول مولا أمیرالمؤمنین (ع) داریم: أتَزعَمُ أَنَّکَ جِرمٌ صَغیر وَ فِیکَ انطَوَی العَالَمُ الأَکبَر. آیا گمان می کنی که تو همین جسم کوچک هستی در حالی که عالم اکبر در وجود توست. حالا مفهوم این حدیث را می فهمیم. حتی عالم اکبر نیز در تراب قرار داده شده است.
لذا اگر می خواهیم به سوی نشئات حرکت کنیم و در ملک کبیر ساکن شویم باید در مقابل ابوتراب چون تراب باشیم، یعنی تسلیم محض ابوتراب باشیم.
ای شیعه! ای محبی که می خواهی شیعه باشی! اول در پیشگاه کوزه گر عالم، مشتی خاک باش. سعی کن یک مشت خاک باشی، نرم و رام باشی. او تو را بر می گیرد، از تو خاکی، مناسب کوزه گری درست می کند. تو را می کوبد، در بحبوحۀ حوادث، در صحنه ها تو را می کوبد. اما بعد، با ماء محبت، از تو گل درست می کند، تو را در کارگاه کوزه گری می برد، از تو آن ظرفی را که خدا بخواهد می سازد.
شیعیان امیرالمؤمنین، خودشان از خودشان ظرفی نساخته اند. گفته اند: مولا جان! می خواهیم شما بر ما امیر باشید، ما در مقابل شما چون خاکیم در مقابل کوزه گر. ای کوزه گر عالم! از ما بساز آن چیز که خودت می خواهی، که شما هم نمی خواهی جز آن چیز که خدا بخواهد.
خدایا به حق ابوتراب ما را از شیعیان ابوتراب قرار بده ...
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ وَ آل مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُم