فراموش کردم
رتبه کلی: 2077


درباره من
باران * لطفی (dokhtarekhas )    

آهنگ زیبای شهرام شکوهی وپیامک های دردناک و سوزناک

درج شده در تاریخ ۹۱/۱۱/۱۹ ساعت 20:56 بازدید کل: 796 بازدید امروز: 211
 


 

 تنها

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که همه می گویند :
خوش به حالش ، چه زود فراموش کرد …
.

.
.
این روزها شبیه جودی آبوت شده ام ، برای بابا لنگ درازی مینویسم که نمیشناسمش …
.
.تنها
.
هی نیوتن !
تو که دم از جاذبه میزنی ، مرا کشف کن !
منی را که غم ها مدام جذبم میشوند !

 

 

چه خوش است حال مرغی که قفس ندیده باشد
چه نکوتر انکه مرغی ز قفس پریده باشد
پر و بال ما بریدند و در قفس گشودند
چه رها چه بسته مرغی که پرش بریده باشد
.
.
.
از کودکی به ما جدایی را آموختند ، آن زمان که بروی تخته سیاه نوشتند :
خوب ، بد !
.
.تنها
.
ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﻡ ﻣﯿﺎﻥ ﺩﻭ ﺧﻂ ؛ ﻣﺎﻧﺪﻧﻢ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﺩ …
ﺭﻓﺘﻨﻢ ﺗﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ و من ﺗﻮﺍﻥ ﺩﺭﺩ ﻧﺪﺍﺭﻡ !
.
.
.
یه وقتایی دلت میسوزه
یه وقتایی دلت میشکنه
یه وقتایی دلت میگیره
اما خدا نکنه سه تاش با هم اتفاق بیفته !
.
.
.
عشق کودکی ام را به تمام عشق ها ترجیح میدهم :
گرچه یک طرفه بود و بی هدف ، لااقل صادقانه بود و بی کلک …
.
تنها.
.
جایی هست که دیگه کم میاری از اومدنا ؛ رفتنا ؛ شکستنا !
جایی که فقط میخوای یکی باشه ، یکی بمونه ، نره ، واسه همیشه کنارت بمونه …
.
.
.
شکستن دل به شکستن استخوان دنده می‌ماند !
از بیرون همه‌چیز رو به راه است اما هر نفس درد ا‌ست که میکشی و من چه درد می کشم !!!
.
.
.
چه عمری گذشت تا باورمان شد آنچه را باد برد خودمان بودیم !
.
.تنها
.
دکتر هم دیوانه شد وقتی چند لحظه ای از “سکوتم” را برایش معنا کردم !
.
.
.
تعلق که نداشته باشی به جایی … به کسی … به چیزی …
تمام شدنت راحت تر از آنی میشود که گمان می بُردی !
.
.
.
هیزم نبودم ولی سوختم در زمستان نبودنت …
.
.تنها
.
باران صبح نم نم می بارد و تو را به یاد می آورد که نم نم باریدی و ویران کردی خانه کهنه را …
.
.
.
بهتون قول میدم اگه یه سرچ توی گذشته ی آدمای “بی احساس” بزنی ، جای پای یه آدم “بی احساس” رو می‌بینی !!!
.
.
.
قبل از آنکه جنازه ام را به خاک بسپارند وصیت میکنم روی سنگ قبرم بنویسند : چقدر گفتم من بی تو میمیرم ؟!؟!؟!
.
.تنها
.
از من فاصله بگیر ؛ هربار که به من نزدیک می شوی باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت !
از من فاصله بگیر ؛ خسته ام از این امیدهای کوتاه و واهی …
.
.
.
بعضی وقتا مجبوری تو فضای بغضت بخندی …
دلت بگیره ولی دلگیری نکنی …
شاکی بشی ولی شکایت نکنی …
گریه کنی اما نزاری اشکات پیدا بشن …
خیلی چیزارو ببینی ولی ندیدش بگیری …
خیلی ها دلتو بشکنن و تو فقط سکوت کنی …
.
.
.
خیلی تلخه احساس کنی مثل شمعی ، فقط وقتی برق نیست بیان سراغت و بعد با یه فوت
، خاموشت کنن …
.
.تنها
.
راحت بگم : بر باد داد چون دود سیگار ، دودمانم را …
.
.
.
انگار که سالهاست که رفته ای …
از تابستان بگو ، از بهاری که رفتی تا من از زمستانی بگویم که نشست بر موهایم و نرفت …
.
.
.
نشنیده بگیر … مهم نیست ، صدای شکستنم بود !
.
.
.
ﭘﻴﺸﺎﻧﻰ ﺍﻡ ، ﭼﺴﺒﻴﺪﻥ به ﺳﻴﻨﻪ ﺍﻯ ﺭﺍ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ، ﺧﻴﺲ ﮐﺮﺩﻥ ﭘﻴﺮﺍﻫﻨﻰ ﺭﺍ …
ﻋﺠﺐ ﺩﻝ ﭘﺮ ﺗﻮﻗﻌﻰ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻦ !!!
.
تنها.

 

در کافه

کنج دیوار
رو به روی هم
خوب شد قهوه مان را نخوردیم !
حرفهایمان به اندازه کافی تلخ بود …
.
.
.
حوا که بغض کند حتی اگر خدا سیب هم بیاورد تنها آغوش آدم آرامش می کند !!!
.
.
.
نقشه را تا میزنم و جهان را در جیبم میگذارم …
تو فقط چند سانتی متر از من دوری !
.
.
.....
.
دلم کمى هوا میخواهد اما در سرنگ !!!
از زندگى خسته ام ….

.
هر چه بغضت بزرگتر ، بهانه ی ترکیدنش کوچکتر …
.
.
.
می خواهم خودم را بُر بزنم ؛ شاید این دست “تو” بیایی
.

.
.

تنها

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۱۱/۲۶ - ۱۷:۰۴
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)