فراموش کردم
رتبه کلی: 2686


درباره من
من می دونم که تو خوبی
اما می دونم که خيلی خوب نيستی
می دونم که دوست دارم
اما مطمئنم که خيلی دوست ندارم
می دونم که خيلی قشنگی
اما باور دارم که خوشکل تر از تو زياد هست
می دونم که عاشقتم
ولی اگه يکی پيدا بشه می تونم دوباره عاشق بشم
اما تو نمی دونی که من گاهی...
بيشتر وقت ها...
هميشه ....
دلم واست تنگ می شه
slm dosteye aziz lotfan darkhast dosti biron net nadid tnx;D
ثمین نورییییی (elaaay )    

hatman bekhooon

درج شده در تاریخ ۹۱/۱۰/۰۹ ساعت 22:13 بازدید کل: 318 بازدید امروز: 142
 

خندیدن خوب است , قهقهه عالی است, گریستن آدم را آرام می کند, اما…لعنت بر بغض….

 

او در شعرش از برهنگی گفت

برهنگی منجر به رابطه می شود

رابطه معمولا نا مشروع است

رابطه نا مشروع حرام است

شعر او را سنگسار کنید… :|

اگر روزی تهدیدت کردند.بدان در برابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی.بدان قیمتت بالاست
اگر روزی ترکت کردند.بدان با تو بودن لیاقت می خواهد

 

آرزو دارم:خورشید، رهایت نکند
غم، صدایت نکند
ظلمت شام، سیاهت نکند
و تو را از دل آنکس که دلت در تن اوست حضرت دوست جدایت نکند…

 

هستن کسانی که آرزوی زمین خوردن ما را دارند,
و ما همچنان با انگشت شصتمان پذیرای آنان هستیم..!

پرچم دهه شصتیا بالاست که میگم….

صبوری با خانواده عشق است،
صبوری با دیگران احترام است،
صبوری با خود اعتماد به نفس است و
صبوری در راه خدا، ایمان است.

 

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر آنهایی که با لبخندت زندگی می کنن…
از نفست ارام می گیرند و به امیدت زنده هستند.
و با یادت خاطره می سازند.
نمیدانم در زندگیت بهترین چگونه معنا میشود …. من همان بهترین را برایت آرزومندم….

 

این دست هم
حکم
حکم تو
فقط بازی با دلم را
تمام کن …..!

 

دلت قصه نمی خواهد؟؟
سه تار از درد دل های تو میگوید
سه تار در انتظار توست
یکی بود .
یکی بد جوری نبود…….

به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از ان خارج میشد
به من گفت:نرو که بن بسته!
گوش نکردم ، رفتم
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم
پیر شده بودم . . .

 

گاه در تک تک ذرات وجودم….
نبودنت را حس میکنم….. نبودنی که مردن را آرزو میکند….
نبودنی که دنیا را برایم بی ارزش که نه, غیر قابل تحمل می کند…..
کاش میتوانستم بدی هایت را به دل بگیرم ….
کاش میتوانستم متنفر باشم….

 

گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر
چون ماه شبی میکنم از پنجره سر
اندوه که خورشید شدی تنگ غروب
افسوس که مهتاب شدی وقت سحر

مرا اینگونه باور کن
کمی خسته کمی تنها
کمی مغرور کمی بی کس ٬
کمی گستاخ
کمی سرخوش
کمی………
نمیدانم
……….
کمی باور کردنم سخته

شب را دوستـــ ــ ـ دارم …!

چرا که در تاریکـــ ـی ..

چهره ها مشخــــــ ـص نیست !!

و هر لحظــــــــ ـه ..

این امیـــــ ـد ..

در درونــــــ ــم ریشه می زند …

که آمده ای ..

ولی من ندیده ام!

تقدیم به همه دوستای عزیزم…...

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۱/۱۰/۰۹ - ۲۲:۱۳
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
تیتان(titan1 )
۹۱/۱۰/۰۹ - 22:38
erfan ra91(erfaan )
۹۱/۱۰/۰۹ - 23:30
مسعود صادقی(masood0423 )
۹۱/۱۰/۱۰ - 14:31
555555555555
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)