یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهرهاش پیداست آلمانی است، سینی غذایش را تحویل میگیرد و سر میز مینشیند و سپس یادش میافتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند میشود تا آنها را بیاورد اما وقتی برمیگردد، با شگفتی مشاهده میکند که یک مرد سیاهپوست، احتمالا اه... تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۲۶ - ۲۱:۴۵( 6 نظر , 530
بازدید )
داستان عاشقانه آوا و پسر سرطانی
همسرم با صدای بلندی گفت : تا کی میخوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی ؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره ؟ روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم . تنها دخترم آوا به نظر وحشت زده می آمد و اشک در چشمهایش پر شده بود . ظرفی پر از شیر برن... تاریخ درج: ۹۱/۰۶/۲۸ - ۲۳:۴۳( 4 نظر , 454
بازدید )
داستان عاشقانه و غمگین اثبات عشق
پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم…ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم
سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود…اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به
وضوح حس می کردیم…
می دونستیم بچه دار نمی شیم…ولی نمی دو... تاریخ درج: ۹۱/۰۶/۲۸ - ۲۳:۳۹( 1 نظر , 693
بازدید )
برترین ها: اتاق ۲۱۹! اینجا جایی بود که سرنوشت مرا رقم میزد. این اتاق ۳ شمارهای در دادسرای ناحیه۱۹تهران قرار بود مرا به جایی نامعلوم پرتاب کند. عرق کرده بودم، دستهایم میلرزید. به مادرم گفتم: « اینجا آخر خطه؟» چشمهای مادر قرمز بود و نگاهم نمیکرد: &laq... تاریخ درج: ۹۱/۰۶/۲۰ - ۲۱:۱۷( 3 نظر , 507
بازدید )
اینجا ایران ، تهران ، هجوم مردم برای خرید مرغ 4700 تومانی .
و پاشیدن آب روی مردم برای عدم ازدحام،
و تحقیر مردم ،
و تحقیر پیر و جوان ،
و تحقیر مادام العمر ،
ما ساخته شده ایم برای تحقیر،از گشت ارشاد گرفته که جلوی چشم همه و با برخوردی ....ناموست را تحقیر میکنند،تا مرغی که با خفت باید خ... تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۰ - ۱۳:۵۳( 3 نظر , 586
بازدید )
یك پسر كوچك از مادرش پرسید: چرا گریه می كنی؟
مادرش به او گفت : زیرا من یك زن هستم ....پسر بچه گفت: من نمی فهمم.
مادرش او را در آغوش گرفت و گفت : تو هیچگاه نخواهی فهمید.
بعدها پسر كوچك از پدرش پرسید : چرا مادر بی دلیل گریه می كند.
پدرش تنها توانست به او بگوید : تمام زن ها برای هیچ چیز گ... تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۰ - ۱۳:۴۶( 4 نظر , 1058
بازدید )
پسر ها :
1- با کنترل دزدگیر در ماشین رو باز می کنن .
2- سوار ماشین میشن .
...3- یه نگاه از آینه به عقب می کنن .
4- ماشین رو بدون هیچ درنگ و ترسی در میارن .
5- به راه خودشون ادامه میدن .
دختر ها :
1- تو کیفشون دنبال کنترل دزگیر هستند .
2- اون رو پیدا نمی کنن .
3- دست میندازن تو ج... تاریخ درج: ۹۱/۰۵/۱۰ - ۱۲:۲۷( 11 نظر , 534
بازدید )