بعضی ها خود را یکرنگ می پنـــدارند
آری به راسـتی یک رنــگنــد...
اما سپـــیــــد را کافیست یکـــبار با
منــشـــور گـــذر زمـان دیــدشــان
تا فهــمیــد کــه همه رنـــگهـای عــالم را بلـــدنــد...!

خدایا کم آورده ام …
در لیست آدم هایت اشتباهی شده است؛
اسم من که ایوب نیست ...صبر ایوب داشته باشم.


حداقل...
یـاد خودت را از مـن نــگـیـــر؛
بـــگذار مــن هـــم به مانند سُـهــــراب بـــگویــم:
"دلــخوشی ها " کــم نـــیــسـت"
کــــنـــار تو در باران قدم میزنم
"چتر" برای چه؟
خــــــــیـــــــــال که خــــــــیس نمی شود...!


هر آهنگی که گوش میدهم
به هر زبانی که باشد
بغضم را میشکند ...
نمی دانم
بغضم به چند زبان زنده دنیا مسلط است ...

آرام آرامم …
مثل مزرعه ای که تمام محصولاتش را ملخ ها خورده اند …
دیگر نگران داس ها نیستم …
قـلـبــم بـویِ کـافــور می دهـد !!!
شـب بـه شـب ،
در آن مُـرده شـورهـا
آرزویـی را غُـسـل می دهـنـد و کفـن می کنـنـد ....

تــــــــــو کجایی ؟!
تاریخ را کنار بگذار !
جغرافیا مهم تر استــــــ !
تــــــــــو کجایی ؟!


برگرد و از "اول" برو...!
چشمانم پر از "اشک" بود...!
"واضح" ندیدمت....!

بـآ من لـج نکن بغــض نـفهمـ !
این که خــودت رآ گوشـه ی گـلو قـآیـمـ کنـی ،
چـیزی رآ عـوض نمـ نـد ...
بـالآخـره یـآ اشک میـشـوی
در چـشـمـآنـمـ
یـآ عُـقــده در دلـمـ....

پلاستیکــ ها زودتــر می سوزنـد
دلـامون رو پلاستیـکی کردیم به خیــال نشکستـن..
یادمـــون رفتــ
که پلاستیکــ ها زودتــر می سوزنـد...

