فراموش کردم
رتبه کلی: 3228


درباره من
نه تو می مانی و نه اندوه


و نه هیچیک از مردم این آبادی...


*به حباب نگران لب یک رود قسم،*


و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


غصه هم می گذرد،


آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...


لحظه ها عریانند.


به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...



M ?؟ M


اگر یک آسمان دل را
به قصد عشق بردارم


میان عشق وزیبایی
ترا من دوست میدارم

کاش مرا باد می آفریدند

درج شده در تاریخ ۹۲/۰۳/۱۹ ساعت 00:00 بازدید کل: 174 بازدید امروز: 129
 

آرزو

خوش به حال باد

گونه هایت را لمس می کند

و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه نسبتی دارد!

کاش مرا باد می آفریدند

تو را برگ درختی خلق می کردند؛

عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟!

در هم می پیچند و عاشق تر می شوند…

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۰۳/۱۹ - ۰۰:۰۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)