بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من
نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن
دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من
بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم
اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من
نگو دیگر به من اندر دل اتش نمی سوزد
تو گرمم کن به افسون... تاریخ درج: ۹۱/۱۲/۱۸ - ۰۰:۵۷( 2 نظر , 203
بازدید )
ديدی غزلی سرود؟عاشق شده بود.انگار خودش نبودعاشق شده بود.افتاد.شکست . زير باران پوسيدآدم که نکشته بود .عاشق شده بود
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پ... تاریخ درج: ۹۱/۱۱/۱۸ - ۱۲:۳۰( 1 نظر , 242
بازدید )
میدونی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بهشت کجاست؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!
جایی است چند وجب در چند وجب ........................
بین دستای اونیکه دوستش داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ... تاریخ درج: ۹۱/۱۰/۱۱ - ۰۹:۲۷( 1 نظر , 302
بازدید )