روزی جنازه ای را می بردند پسر ملانصرالدین از پدرش پرسید :
پدرجان این جنازه را کجا می برند؟! ملا گفت او را به جایی می برند که نه اب هست نه نان هست نه پوشیدنی هست و نه چیز دیگری پسر ملا گفت :فهمیدماو را به خانه ما می برند!
این مطلب توسط میثم عظیمی. بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۶/۰۴/۱۴ - ۱۲:۳۱
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید.
ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.