با وجود آنکه متامفتامین باعث آزادسازی مقادیر زیادی از دوپامین و ایجاد حس سرخوشی شدید و طولانی مدت می شود، اما به سرعت گیرنده های عصبی دوپامین را از بین برده و تجربه دوباره سرخوشی را غیر ممکن می کند.
استفاده طولانی مدت و بی رویه متامفتامین به روان پریشی منجر می شود که معمول ترین بیماری های روانی مت، پارانوئید و توهم است که در موارد خاص به مرگ هم منجر می شود.
تاثیرات فیزیکی
تکان دهنده ترین اثر مت، تغییر خصوصیات ظاهری و فیزیکی معتاد است. چون مت باعث تنگی عروق می شود، خون نمی تواند به آسانی در تمام نقاط بدن گردش کند و بافت های کم خون دچار صدمات جبران ناپذیر می شود. صورت پرجوش می شود، زخم ها دیرتر خوب می شوند و پوست طراوت و انعطاف پذیری اش را از دست می دهد.
بعضی از معتادان به مت در توهم هایشان موجودات زنده ای را می بینند که زیر پوستشان حرکت می کنند و در تلاش برای شکار این موجودات تمام بدنشان را زخمی می کنند.
معمولا کسی که معتاد به مصرف شیشه شده است، هرگز به اندازه اولین مرتبه احساس نشئگی نمیکند. با بالا رفتن میزان مقاومت بدن برای رسیدن به احساس خوشی، میزان ماده مصرفی بالا و بالاتر میرود و موجب شدیدتر شدن خطر مسمومیت و مرگ خواهد شد.
این اعتیاد نیز مانند هر اعتیاد دیگر با همان "بار اول" آغاز میشود و از آنجایی که تحریک مصنوعی مغز اعتماد شخص را افزایش میدهد، مصرف کننده نه تنها به سادگی قادر به ترک آن نخواهد بود، بلکه در صورت ترک هم، لذات زندگی عادی برایش بی معنا شده و امکان ابتلا به افسردگی در او افزایش مییابد.
یکی از مشخصه معتادان شیشه
یکی از مشخصه های معتادان به متامفتامین دهان آنهاست. دندان های کسانی که به عارضه «دهان مت» دچار هستند سیاه، پر از جرم و کرم خورده است. علت دقیق «دهان مت» مشخص نیست اما رعایت نکردن بهداشت دهان، تاثیر مواد شیمیایی مت بر بافت لثه، کاهش بزاق و خشکی دهان و مصرف بالای نوشیدنی های پرکالری از شایع ترین دلایل این بیماری است.
تاریخچه شیشه
اولین بار متامفتامین در سال 1893 در کشور ژاپن از ماده ای به نام افدرین ساخته شد که بعدها در جنگ جهانی دوم تحت نام دیگری مورد استفاده اعضای ارتش آلمان، از بالاترین تا پست ترین رده قرار می گرفت و نیز به صورت شکلات و برای افزایش هوشیاری بین خلبانان نیروی هوایی توزیع می شد. جالب است بدانید که پزشک اختصاصی آدولف هیتلر از سال 1942 تا زمان مرگ او برای جلوگیری از افسردگی و رفع خستگی روزانه میزان مشخصی مت به هیتلر تزریق می کرد. این احتمال وجود دارد که بروز علائمی شبیه علائم پارکینسون در سال های آخر زندگی او به واسطه مصرف این ماده بوده باشد.
از بعد از دهه 50 میلادی مصرف دارویی مت در امریکا افزایش پیدا کرد و پزشکان برای درمان بی خوابی، پارکینسون، الکلیسم و چاقی مفرط آن را تجویز می کردند.
اما از دهه 80 به بعد سوء استفاده از مت در امریکا بسیار شایع شد و در 5 سال اول قرن بیست و یکم با فراگیر شدن مصرف این ماده در میان نوجوانان و زنان شهرهای کوچک به یک فاجعه ملی تبدیل شد.
هرگز به دنبال شیشه نرو
شیشه به عنوان یک محرک قوی میتواند موجب افزایش سطح هوشیاری و فعالیت جسمانی شده و اشتها را کاهش دهد. مصرف کنندگان این ماده، پس از مصرف دچار غلیان شدید و زودگذر احساسات شده ودر بعضی موارد با نوعی تجربه و کشف معنوی مواجه میگردند.شیشه را اغلب بصورت دودی با ابزاری بنام پایپ مصرف میکنند هرچند بصورت تزریقی نیز قابل مصرف میباشد.
از دیدگاه فیزیولوژی این اثر شدید در نتیجه ترشح فراوان هورمون دوپامین (یک انتقال دهنده عصبی) در مناطقی از مغز که کنترل کننده احساس لذت است، صورت میگیرد.
در ابتدا، تاثیر شیشه با افزایش یافتن تواناییهای جسمی و فکری همراه است اما برای رسیدن به این "حال ظاهرآ خوب" مقدار مصرف و یا تعداد دفعات مصرف افزایش یافته در چنین حالتی شخص مصرف کننده دچار زود رنجی، حمله های خشم، شک و تردید عصبی، افکار وهمی و توهمات شنیداری و دیداری میشود.
قدرت تحمل نسبت به اثر شیشه با مصرف مداوم آن افزایش یافته و مصرف کنند گان برای رسیدن به نتیجه مطلوب به مصرف مقدار بیشتر در دفعات بیشتر میپردازند. در بسیاری از موارد این افراد مدتها بدون غذا و خواب به سر میبرند در ابتدا تصور براین است که شیشه اعتیاد ندارد و بسیاری از مصرف کنندگان با این خیال واهی دراین دام مرگبار افتاده اند.
حالت و حس آرامشی که به دنبال مصرف در فرد ظهور پیدا می کند اغلب موجب بروز میل بیش از حد برای استفاده بیشتر از این ماده در شخص می شود. وشخص پس ازاتمام اثرات مطلوب وبه علت تخلیه شدید انرژی وبا احساس خستگی مفرط ناچار به مصرف مجدد روی میاورد.و در چرخه ای نابودگر و ویران کننده میافتد که خروج از آن مستلزم باید های بسیاری است.....
مقادیر بالای مصرف نه تنها میتواند به التهاب جداره داخلی قلب منجر شود بلکه موجب تباهی روزافزون اجتماعی و شغلی میگردد. علائم روان پریشی و مشکلات روحی گاهی تا ماهها و سالها بعد از مصرف به قوت خود باقی میمانند.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که مصرف شیشه در دوران بارداری موجب بروز مشکلات عمده ای از قبیل زایمان زودرس، عکس العملهای غیر طبیعی در مادر و حساسیت روحی بسیار شدید میشود. بروزنقصهای مادرزادی در طفل نیز از جمله تاثیرات سوء مصرف در دوران بارداری به شمار می آید.استفاده دوز بالای کریستال می تواند موجب آسیب در رگ های مغزی و در نهایت مرگ شود دیگر تاثیرات فیزیکی معمول ناشی از استعمال شیشه شامل: خشکی دهان، افزایش سرعت تنفس، سردردهای طاقت فرسا، حالت تهوع، تعرق بیش از اندازه بدن، سرگیجه، بالارفتن فشارخون، بالارفتن حرارت بدن ، تپش قلب، خشکی، سوزش و ترک لب ها، بزرگ شدن مردمک چشم، سیاهی رفتن چشم، لرزش دست ها و انگشتان می شود.
یک خطر بالقوه برای مصرف کنندگان امکان مسمومیت با سرب است زیرا استات سرب به عنوان یک تجزیه گر شیمیایی در تولید غیرقانونی آن به کار برده میشود.
متاسفانه در اینترنت نیز وب سایتهایی دستور ساخت آنرا در اختیار افراد گذاشته و درواقع آنها را به خرید و تولید "سم" تشویق میکنند. از جمله مواد تشکیل دهنده مت، میتوان به اسید باتری و مواد لوله باز کن (مانند جوهر نمک) اشاره نمود.
نکته مهم درباره افزایش مصرف شیشه راهی برای تخلیه انرژی و دارویی برای ترک مخدرهای طبیعی و سبکتر میباشد و به عنوان روشی برای رسیدن به آزادی شخصی، خود یابی و پذیرفته شدن درمیان جمع به کاربرده میشود.
صرف نظر از موقعیت اقتصادی تجربه مصرف در میان افراد جوانی که از لحاظ اجتماعی فعال هستند هم بسیار معمول شده است.
با مصرف شیشه در مدتی اندک به طور قابل ملاحظه ای میتوان لاغر شد و دلیل آن هم بی اشتهایی ناشی از مصرف است. اما این کار، روشی بسیار خطرناک برای کنترل وزن میباشد.
عدم توازن مواد شیمیایی در بدن وبر هم خوردن جرخه تولید مواد شبه افیونی موجب بروز حساسیت شدید و وابستگی روانی میشود که در نتیجه برای ایجاد احساس تعادل به مصرف بیشترنیاز خواهد بود. پیامد این چرخه لذت از دست دادن کنترل در مصرف و اعتیاد تمام و کمال به آن خواهد بود.
معمولا کسی که معتاد به مصرف شیشه شده است، هرگز به اندازه اولین مرتبه احساس نشئگی نمیکند. با بالا رفتن میزان مقاومت بدن برای رسیدن به احساس خوشی، میزان ماده مصرفی بالا و بالاتر میرود و موجب شدیدتر شدن خطر مسمومیت و مرگ خواهد شد.
این اعتیاد نیز مانند هر اعتیاد دیگر با همان "بار اول" آغاز میشود و از آنجایی که تحریک مصنوعی مغز اعتماد شخص را افزایش میدهد، مصرف کننده نه تنها به سادگی قادر به ترک آن نخواهد بود، بلکه در صورت ترک هم، لذات زندگی عادی برایش بی معنا شده و امکان ابتلا به افسردگی در او افزایش مییابد.
اهداف او که داشتن دوست، مرتبه اجتماعی و پذیرفته شدن در میان جمع بودند، تنها به مصرف بیشتر و بیشتر محدود میشود تا جایی که ناخودآگاه فرد، شیشه را دیگر چیزی برای ایجاد حس خوشی نمیداند، بلکه آنرا یک "ضرورت" برای ادامه زندگی و گذراندن یک روز طاقت فرسای دیگر میبیند.
افرادی که به یک باره مصرف شیشه را قطع می کنند دچار علائم وحشتناکی نظیر:
افسردگی عصبی خواب طولانی وآشفته به هم ریختگی های روانی ، کم آوردن انرژی، سراسیمگی، تیک های عصبی ، اضطراب و عدم تعادل در رفتار میگردند نوع افسردگی بعد ازقطع مصرف این مخدر قابل مقایسه با دیگر مواد مخدر نیست تا جایی که توانایی انجام وظایف و کارهای روزمره فرد را مختل می کند.و با تشدید روزافزون این علائم تحمل برای فرد نا ممکن شده و مصرف مجدد (علیرغم نداشتن درد جسمی حاد ) شروع میگردد.