فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 2482


درباره من
کتایون برهان (katayon )    

talafiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

درج شده در تاریخ ۹۲/۰۳/۰۳ ساعت 19:10 بازدید کل: 225 بازدید امروز: 164
 

دختری داخل کتابخانه نشسته  بود پسری نزدیکش شد خواست کنارش بنشیند که دختر با صدای بلندی گفت:من دیگه شب پیش تو نمیام ....

همه با سرزنش به پسر نگاه کردند او خجالت کشید گوشه ای نشست موقع بیرون امدن دختر به طرفش رفت و گفت :

من روانشناسی خوندم میدونم چطوری یکی رو خجالت زده کنم

پسر با صدای بلند گفت :اوه چه خبره برای یه شب 200هزار دلار

همه با نفرت به دختر نگاه کردند پسر گفت :منهم حقوق خوندم میدونم چطوری یه بیگناه رو گناهکار کنم

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۲/۰۳/۰۳ - ۱۹:۱۰
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
مجید رجایی(majed20 )
۹۲/۰۳/۰۳ - 19:18
کتایون برهان(katayon )
۹۲/۰۳/۰۳ - 19:20
tanx all
کتایون برهان(katayon )
۹۲/۰۳/۰۳ - 19:39
کتایون برهان(katayon )
۹۲/۰۳/۰۳ - 19:45
tanx jastin hafman
کتایون برهان(katayon )
۹۲/۰۳/۰۳ - 19:52
علیرضا7(RONALDO7 )
۹۲/۰۳/۰۳ - 20:38
خوب بود آفرین
کتایون برهان(katayon )
۹۲/۰۳/۰۴ - 15:46
tanx all
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)