فراموش کردم
رتبه کلی: 1986


درباره من
بره های این حوالی گرگ ها را میدرند،
ماهی های شهر ما از کوسه هم وحشی ترند،
زاغ های بی صفت جای کبوتر میپرند،
پس بخواب ((کوروش)) که ما زنده ها ،آبروی شما مردها را برده ایم

نام: .........
نام خانوادگی:........
شغل:........

جا خالی گذاشتم و اختیارشو دادم به خودتون!!!!!!
خودتون هرچی دوس دارین بنویسید.....

دیشب گرسنه بود دختری که مرد،
چه آسان به خاک پس دادیمش...
و دردناکتر از مرگ او داستان مادرش که برای خریدن قرص نانی تن به هرزگی داد، آنهم نه از روی هوس، از روی اجبار....
همسایه اش زیارتش قبول، مکه رفته بود
آریا و آریایی (keram )    

محصول مشترک عشق و نفرت

درج شده در تاریخ ۹۲/۰۴/۱۰ ساعت 19:49 بازدید کل: 1141 بازدید امروز: 128
 
شبهایم را به آغوش خیال گره میزنم و روزهایم را با تنهاییم قدم میزنم...
دنیای زیبای من همین لحظه های بی تو بودن است.
همین لحظه ها که با خودم آشتی شان داده ام.
جایمان چقدر زود عوض شد.
من یک کودک عاشق بودم و تو یک غرور کاذب...
عوض شدیم ، حالا من غرور را سر میکشم و تو حماقتت را درد میکشی.
چقدر احمقانه باخت...ی
و من برنده ی این قمار ناشیانه ی تو ام.
من آشکارا عشق ورزیدم و تو پنهان ی هرزگی کرد...ی
تمام لذتت همان دروغ هایی بود که می دانستی تشنه ی شنیدنش هستم،
وتو هم با گفتنش ، ارضا میشدی روی عاشقی هایم...
به همین راحتی به لجن کشیدی قلبم را، ومن نفرت از تو را باردار شدم.
حالا 7 سال گذشته،
طبق قانون بیا ، کودکت را بگیر پدر نمونه....
پشیمانی صدایش می زنند اما در شناسنامه ، به یاد تو ، نامش را "فاحشه" ثبت کردم.

((((محصول مشترک عشق و نفرت))))))
این مطلب توسط رضا رضازاده بررسی شده است.
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (3)