فراموش کردم
رتبه کلی: 204


درباره من
"رفاقت" بار سنگینیست!کسی بر دوش می گیرد که یک دنیا "وفا"دارد.

kohyakh1983@yahoo.com

kohyakh1983@gmail.com
Ice Mountain (kohyakh )    

شعر طنز افطار

درج شده در تاریخ ۹۳/۰۴/۱۲ ساعت 13:44 بازدید کل: 241 بازدید امروز: 236
 

 

شعر طنز ماه رمضان

 

 

 

سحرگاهان به قصد روزه داری// شدم بیدار از خواب و خماری

 

برایم سفره ای الوان گشودند// به آن هر لحظه چیزی را فزودند

 

برنج و مرغ و سوپ وآش رشته// سُس و استیک با نان برشته

 

خلاصه لقمه ای از هرچه دیدم// کمی از این کمی از آن چشیدم

 

پس از آن ماست را کردم سرازیر// درون معده ام با اندکی سیر

 

وختم حمله ام با یک دو آروغ// بشد اعلام بعداز خوردن دوغ

 

سپس یک چای دبش قند پهلو// به من دادند با یک دانه لیمو

 

خلاصه روزه را آغاز کردم// برای اهل خانه ناز کردم

 

برای اینکه یابم صبر و طاقت// نمود م صبح تا شب استراحت

 

دوپرس ِ کلّه پاچه با دو کوکا// کمی یخدر بهشت یک خورده حلوا

 

به افطاری برایم شد فراهم// زدم تو رگ کمی از زولبیا هم

 

وسی روزی به این منوال طی شد// نفهمیدم که کی آمد و کی شد

 

به زحمت صبح خود را شام کردم// به خود سازی ولی اقدام کردم

 

به شعبان من به وزن شصت بودم// به ماه روزه ده کیلو فزودم

 

اگرچه رد شدم در این عبادت// به خود سازی ولیکن کردم عادت

 

خدایا ای خدای مهر و ناهید// بده توش و توانی را به« جاوید»

 

که گیرد سالیان سال روزه// اگرچه او شود از دم رفوزه

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۳/۰۴/۱۲ - ۱۳:۴۴
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)