لاو ایز....
مرد: اون اوم اواَر...اون ار...
زن: جانم؟
- : هون ار...اَفه اُدَم...
- : چی میگی گُلم؟ (بازویش را از روی دهان مرد بر می دارد)
- :آه ه ه ه... عزیزم میشه یه کم بری اونورتر؟ اینجوری خوابم نمیبره...گرممه
- : نه، اینجا خوبه
- :گرمم شده، خفه میشما
- :نمی رم، دوستت دارم
- : منم دوستت دارم عشق من...حالا یه کم برو اونورتر
- : چیه؟ مثکه خیلی ناراحتی؟ دوسم نداری؟ دلتو زدم؟
- : ای بابا ! من فقط یه کم گرممه...
- : تکراری شدم؟
- : نه قربونت برم...این چه حرفیه؟! تو هیچوقت برام تکراری نمیشی
- : چند وقته محبتت به من کم شده...سرت کجا گرمه؟
- : عزیز دلم، خانومم، قربون اون شکل ماهت برم، اصلا اینطوری نیست...به خدا فقط یه کم نفسم گرفته
- : بهونه نیار...بهونه نیار...میشناسمت...داری یه کارایی میکنی...از منم بدت اومده...
- : این حرفارو نزن...هرشب داری اینارو میگی...بخدا هیچکس تو زندگی من نیست...
- : آره دیگه...هر شب مجبوری تحملم کنی...همیشه تحقیرم کردی...همیشه کوچیکم کردی...(گریه)
- : خب باشه ...نرو اونور ...همینجا بمون...
یکسال بعد:
(زنگ تلفن)
مادر زن: الو، الو، دخترم؟
زن : سلام مامان
- : سلام مادر، مادر برات بمیره چرا صدات گرفته؟ باز گریه کردی؟
- : نه چیزی نیست مادر ... دارم به نبودنش عادت میکنم...
- : مادر دورت بگرده...قربونت برم، گریه نکن غصه نخور هنوز جوونی...جواب کالبد شکافی اومد؟
- : آره (گریه)
- : خب؟ چی گفتن؟
- : میگن از خفگی مرده...میگن وقتی خواب بوده خفه شده...
- : وا؟! به حق چیزای نشنیده...مادر جان از همون اول که اومد خواستگاریت میدونستم یه مرضی داره
- : (گریه) چه میدونم والا...
- : سیگار میکشید؟
- : نه...
