|
mArlin
(
![]()
آلبوم:
تصاویر پروفایل
![]()
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ:
بازدید کل:
154 بازدید امروز: 153
توضیحات:
یه روز میام جلو بچه ات زانو میزنم می بوسمش و بهش میگم:
فرشته کوچولو اون دستایی که تو با دستای کوچولوت میگیری یه روز تو دستای من بود اون صورتی که الآن بین دوتا دستات میگیری و می بوسی روزی جای لبای من بود اون کسی که تو بهش میگی باباته یــروز عشق من بود اون مرد همه زندگی من بود عشـــق مـن بـود..... فرشته کوچولو ... تو هیچ وقت اندازه من باباتو دوست نداری... یه زمانی قرار بود تو ثمره عشق منو بابات باشی ... قرار بود من مامانت باشم.... صدات کنم مامانی....دُخمل قشنگم.... به بابات گفته بودم (((چشمات)))باید عیـــــن من باشه.... ولی نشد که نشد.... خداکنه تقاص دل شکسته منو خدا سر تو درنیاره فرشته کوچولو،بابات میگفت من دارم تقاص پس میدم ... خداکنه خدا اشکای منو گرون با بابات حساب نکنه خداکنه هیچوقت هستِی کسی نیست نشه ...! ولی نشد ک نشد... خیل سنگیـــــن تموم شد .... خیلی ______
درج شده در تاریخ ۹۵/۰۵/۰۲ ساعت 15:16
برچسب ها:
![]()
1
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (0)
|