به هرحال، بشر گاهي از خالي بستن لذت ميبرد؛ فلذا ميبندد. اين روز و شبها ـ حالا نصف شبهاش با خداست ـ ممكن است بعضي از كانديداهاي بيرون مجلس براي راه يافتن به داخل مجلس، حرفهايي بزنند و چيزهايي بگويند كه فراتر از قدرت كاري و اختياري آنان است. و اين يعني خاليبندي!
تذكر آييننامهاي: خالي بند عزيز! لطفا آهسته و با احتياط ببند كه فردايي هم در كار است.
پاسخ يك خاليبند: چو فردا شود، فكر فردا كنيم!
اين مطلبي را كه در صدر اين مقال عرض كرديم، جمعه گذشته خطيب نماز جمعه نيز بصراحت اعلام كرد و با اشاره به پديده خاليبندي و عوامفريبي برخي از كانديداها در ايام تبليغات انتخاباتي، به عنوان مثال اظهار كرد: «بعضي كانديداها خودشان را پروفسور و فيلسوف بينظير قرن براي هواداران معرفي ميكنند و ميگويند كه به من رأي بدهيد تا منجي شما شوم!...»
يك خاليبندي اساسي: كسي ميآيد كه مثل هيچكس نيست....
اشكالات وارده: مثل روز روشن است كه استفاده ابزاري از اين عبارت لطيف شاعرانه، غير از مشكلات، با اشكالات زير مواجه است:
1ـ اساسا خدا هيچكس را همانند كسي ديگر نيافريده است. فلذا اين ادعا يك چيز جديدي نيست و هيچكس مثل هيچكس نيست. حتي شما! همچنان كه در مورد اثر انگشت افراد نيز اين قضيه صادق است. شاعر در تاييد عرايض ماست كه فرموده: «نه تو من شوي، نه من تو؛ به همين هميشه شادم/ كه به كارگاه هستي، تو همين و من همانم».
2ـ در حرف زدن بله، واقعا هيچكس مانند هيچكس نيست. حرف زدن كه ماليات ندارد. حرف از روي حرف ميآيد و برف از روي برف. به قول حافظ در گلستان سعدي: «گر به سخن كار ميسر شدي/ كار «نظامي» به فلك بر شدي». در عمل است كه افراد باهم متفاوت ميشوند. از اينرو اشخاص بايد با كارنامهشان ثابت كنند كه دارد كسي ميآيد كه مثل هيچكسي نيست. البته اگر كارنامهشان به رؤيت والدين گراميشان هم رسيده باشد كه چه بهتر.
ـ باش تا اموراتت بگذره!... (اين مطلب را يكي از مردم عادي كوچه و بازار كه ميگفت آگاهي و شعور بالاي ملت نميگذارد تا تير اين خاليبنديها به هدف اجابت اصابت نمايد، بر زبان آورد و بدون معطلي رفت تا به كارش برسد.)