پیش درآمد:
در طی سال های پس از دفاع مقدس، ایران اسلامی شاهد حوادث بسیاری بوده است که این حماسه بزرگ را در خاطره ها بازسازی کرده است، بازگشت آزادگان سرافراز ایران به وطن، رجعت لاله های سرخ شهیدان تفحص شده به آغوش مادر میهن و گاهگاهی عروج جانبازی به سوی همرزمان در غربت.
در این میان اما تشییع شهدای تفحصشده، حال و هوای دیگری دارد، گویی که تمام غم های دوران جنگ را در دل انسان زنده می کند. دیدن اشک های مادران منتظر و غوغای پرواز دستانشان به سوی تابوت ها به امید وصل، دیده را خون می کند و دل را پرآشوب؛ ولی در ضمیر آدمی چراغی روشن می کند که یادآور راه است و زنهار جان های شیفته.
این روزها خبر تفحص شهدای غواص، چگونگی شهادتشان و وضعیت پیکرهای درهم شکسته شان گویی حزنی مضاعف در دل ها افکند. اندوهی دلخراش که اما شاید به اندازه چندین برابر آن، رایحه زندگی هم بر روح جامعه پراکند.
پرده اول:
طبیعی است که در هر جامعه ای اصولی اخلاقی وجود دارد که ریشه در باورهای ملی و آموزه های دینی آن دارد که این اصول در بنمایه های زندگی اعضای آن جامعه جریان دارد، به گونه ای که با این اصول زندگی کرده، می بینند و قضاوت و ارزشیابی می کنند.
قواعد آزادی بیان حکم می کند که باید به اصول هر اجتماعی احترام گذاشت و از تعرض به آن در کلام و عمل خودداری کرد.
این اصول و رعایت آن در همه شئون محترم است که هنر یکی از این جنبه هاست. حتی اگر وارد مباحث هنر ارزشی و غیرارزشی نشویم و اساسا حتی با این تقسیم بندی مخالف باشیم، حداقل باید احترام به این اصول را در آن لحاظ کنیم.
نکته دیگری که به خصوص در باب هنر باید به آن توجه کرد، استفاده از نمادهاست. نمادها در هنر نقش علائم راهنما را بازی می کنند، به این شکل که مخاطب با دیدن نماد، باید به معنای مدنظر هنرمند متوجه شود و به همین دلیل است که نمادها ارتباط مستقیمی با ارزش ها و ادراکات اجتماعی دارد که قاعدتا در هر جامعه ای با دیگر جوامع متفاوت است.
با این اشاره، اگر نگاهی دوباره به طرح منتشر شده در روزنامه آرمان منتشر شده در روز پنج شنبه، بیست و هشتم خرداد بیاندازیم، متوجه اشکالات فاحش این طرح خواهیم شد و اینکه اگر بگوییم "توهین" است، به بیراهه نرفته ایم.
.jpg)
طرح گرافیکی روزنامه آرمان تحت عنوان شهدای غواص
سؤالی جدی که ذهن را درگیر می کند این است که آیا طراح این نقش با فرهنگ ایرانی و اسلامی بیگانه بوده و ایا در سرزمینی دیگر زندگی می کند؟ آیا او نمی داند که عریانی در فرهنگ ایرانی و اسلامی امری قبیح و مایه شرمساری است و دقیقا معنایی متضاد با مفهوم آن در قواعد هنری غرب دارد؟ البته اگر بپذیریم که در هنر غرب، عریانی نشانه وارستگی و بی پیرایگی است.
اما این نماد -عریانی- در فرهنگ جامعه ایرانی نامأنوس است و استفاده از آن عین بی هنری است که البته انتشار بلافاصله آن در روزنامه آرمان، متعاقب انتشار اثر یک هنرمند غربی که با همین شکل و شمایل و با همین نمادانگاری در فضای مجازی تکثیر شد و صد البته واکنش های منفی بسیاری در جامعه ایران داشت، علامت سؤال بسیار بزرگتری بر روی مسئولان این نشریه قرار می دهد.
.png)
طرح گرافیست ایرانی ساکن هلند که با ادعای ادای احترام به شهدای غواص طراحی و منتشر شده بود
پرده دوم:
کشته شدن در راه میهن در هر کشوری و نزد هر وجدانی ارزش است و کشته شده در این مسیر محترم و قابل تقدیس، این مفهوم در ایران با پیوند به آموزه های اسلام، رنگی فراتر از یک جانفشانی گرفته و فرهنگ شهادت به گونه ای دیگر با خون و فکر مردمان درآمیخته و جنبه های معنویش بر وجوه اساطیری و قهرمانانه آن، غالب شده است.
شهادت به گونه ای عقلانی، پیوندی مستقیم با معنویت پیدا کرده است، با این وجود اما به نظر می رسد در ایران به این جایگاه توجهی نمی شود.
از عدم برنامه ریزی صحیح و فراهم کردن مقدمات یک مراسم منظم و درخور شهدا که بگذریم، بسیاری مواقع حواشی این مراسمات، رنگ معنوی آن را تحت الشعاع قرار می دهد، چیزی که به صلاح این مرز و بوم نیست و با آرمان های شهیدان در تعارض است.
در همین تشییع پیکر شهدای تفحص شده اخیر که غواصان دریادل کربلای 4 نیز در میان آن ها بودند، حواشی ناخوشایندی اتفاق افتاد که تداعیگر این بود که هر کس دنبال بهره خویش از این تلاطم خروشان ایجاد شده در دل مردم است.
عده ای افراد غیرمسئول بدون رعایت جایگاه خویش و نسبت این جایگاه با دولت و مجلس با استفاده از تریبونی که در اختیارشان قرار داده شد با ادبیاتی ناشایست به دولتمردان و نمایندگان مجلس تاخته و کار را به توهین نیز کشاندند و این رفتار بازتاب گسترده ای در رسانه ها نیز داشت و موافقت ها و مخالفت های بسیاری نیز چاشنی آن شد.

با کمی بی طرفی باید گفت که این گونه اظهارات از جهات مختلفی با اشکال مواجه است:
اول اینکه جایگاه افراد در هر جامعه ای به ویژه در مسائل سیاسی روشن است و در جامعه ای که باید الگوی جهان باشد، رعایت این شؤون امری ضروری به نظر می رسد،
ثانیا: انتقاد و اشکال به هر فرد یا نهادی تابع شرایط و ادبیات مخصوص می باشد که این شرایط در آموزه های دینی و درباب امر به معروف نهی از منکر نیز ذکر گردیده است،
ثالثا: این اظهارات خارج از قاعده دستاویزی برای رسانه های مخالف نظام فراهم آورده که با تمسخر به رودرویی دولت و مجلس جمهوری اسلامی ایران با جماعتی از توده عوام مردم پرداخته اند و آن را به باد انتقاد گرفته اند،
رابعا: به اصطلاح اگر خلیفه کشی رایج شود دیگر نمی توان جلوی آن را گرفت به این معنا که اگر امروز که ما مخالف سیاست های دولت هستیم، اجازه دهیم که یک انسان عادی با ادبیاتی زننده به دولت توهین کند، این به معنای صدور مجوز برای توهین های بعدی به دولت های دیگری است که ما موافق سیاست های آن هستیم،
خامسا: این نوع انتقاد و با این ادبیات خارج از محدوده ای است که رعایت آن در بیانات مقام معظم رهبری مورد تأکید قرار گرفته است و این افراد که داعیه پیروی از ولایت را دارند باید به این وجوه از بیانات رهبری نیز توجه کرده و در دایره نقد از چارچوب هایی که ایشان تعیین کرده اند خارج نشوند.
نکته دیگر در حاشیه این مراسم استفاده برخی سیاسیون از این مراسمات و جو حاصل از آن در جهت موج سواری تبلیغاتی به نفع احزاب خود پرداختند و در این راه نیز هیچ فرقی بین اصلاح طلب و اصول گرا، مخالف دولت و موافق آن، نبود.
و همه غافل بودند از اینکه موج معنویای که با حضور این شهدا در میان کوچک و بزرگ مردمان این کشور پدیدار شد، بهترین خیزش بود برای تقویت طوفان اتحاد و استقامت جوانان این مرز وبوم در برابر مشکلات جاری، اعم از سیاسی، اقتصادی و زیباترین نقش و نگار برای الگوسازی فرهنگی را ترسیم کرد. دریغ وحیف که همیشه از این وجوه غفلت کرده ایم.

پرده سوم:
برای خاطرهداران دهه شصت، شهیدان یادآور وقایع شیرین روزهایی تلخ است و شاهدی برای اثبات بسیاری چیزها به نسل جدید، وقایعی که در پی آداب و رسومی زیبا و مبتنی بر انسانیت و دیانت شکل می گرفت.
شهدا همیشه برای هم میهنان خود پیام آور بوده اند، اما هیچگاه این پیام ها منحصر در مساله ای خاص نبوده است و اختصاص دادن آن به برخی مسائل و غفلت از دیگر امور، عدم رعایت امانت است که اگر اهداف سیاسی ویژه نیز در آن نهفته باشد، خیانت به خون شهیدان است.
در جریان حضور پیکر غواصان شهید افراد زیادی، شاید بدون منظور و از روی غفلت، مساله پیام را منحصر در مذاکرات هسته ای کردند و در سخنان و مکتوبات خود فقط ارتباط ویژه ای بین حضور این شهیدان عزیز و مذاکرات هسته ای برقرار کردند که این شهیدان آمده اند که بگویند تن دادن به مذاکره به معنای سازش است.
باید گفت این خوانش انحصاری از پیام شهدا یا عدم رعایت امانت است و یا ....
منکر پیام همیشگی شهیدان که همانا "استقامت و صبر در برابر ظلم" است نمی شویم، اما فراموش نکنیم که این دردانه های مکشوف برای جامعه ایران پیام های دیگری نیز داشتند و بسیار هم به موقع، فراموش کردن دنیا و دل نبستن به آن، گذشت و فداکاری، احساس مسئولیت در برابر جامعه و امثال آن.

شهدای غواص آمدند که زنهار دهند از راهی که در پیش گرفته ایم. شهدا دیگر داخل در بازی های سیاسی ما نیستند که سوار بر موج های تبلیغاتی شوند، آن ها یک بار سوار بر موج معرفت اوج گرفته اند و اکنون حجتی هستند برای ما که قرار است وارثان آن ها باشیم، اما فسادهای مالی برخی که بر مسند نشسته اند دردی بسیار بزرگ است، برای رأی و جایگاه دست و پا می زنیم، انحرافات اخلاقی جامعه مان رو به فزونی است، همسایه دیگر دست همسایه را نمی گیرد، منافع خود را بر دیگران ترجیح می دهیم، صبر بر مشکلات نداریم و توانایی جوانانمان را نادیده می گیریم، درباره الگوی کودکانمان که رنگ و بوی غرب می دهند نگران نیستیم، برخی جوانانمان به سبک آرتیستهای غربی زندگی می کنند و...
آمدنشان چه خوب یادآور روزهای سختی است که با همدلی و برادری و اتحاد در پناه دین، روزهای سخت را پشت سرگذاشتیم و امروز هر چه بیشتر درگیر اختلافات درونی هستیم و نزدیک است که از دشمن غفلت کنیم.
بیایید اگر که در راستای تبیین ارزش های شهیدان کاری نمی کنیم، اجازه دهیم که همین عطر حضورشان که یادآور بسیاری از مفاهیم است که مانع از رشد بی اخلاقی و انحراف می شود، کار خود را بکند.
http://www.jamnews.ir/detail/News/494088