فراموش کردم
رتبه کلی: 1


درباره من
محراب عبوسی (mehrabdj )    
   
عنوان: ‌مرا به گردشِ صد قصّه می‌برد چشمت...!
‌مرا به گردشِ صد قصّه می‌برد چشمت...!
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ: بازدید کل: 308 بازدید امروز: 308
این تصویر توسط میثم عظیمی. بررسی شده است.
توضیحات:
شب به شب دلهره دارم نند رویایت
اشتباهی به خیاِل س دیگر برود  
درج شده در تاریخ ۹۸/۰۷/۲۹ ساعت 23:28
برچسب ها:
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
تبلیغات

1
Ayda.(ashgm )
۹۸/۰۷/۲۹ - 23:33
شایلی(Milod )
۹۸/۰۷/۲۹ - 23:40
مهران خلیلی(ترکمنچای)(Referee )
۹۸/۰۷/۳۰ - 09:35
خدای احساس...(bmgod )
۹۸/۰۷/۳۰ - 11:00
کاکتوس(scarecrow )
۹۸/۰۷/۳۰ - 15:46
یاخجی
سجلاتی(rahim41 )
۹۸/۰۸/۰۱ - 08:19
به پهلوی شکسته مادرت بذار بیاد به کربلا نوکرت(sahar42 )
۹۸/۰۸/۰۱ - 10:59
صاحب قبلی اکانت(PaRi-Bot )
۹۸/۰۸/۰۵ - 15:16
)Mohammad001((del-gir )
۹۸/۰۸/۰۶ - 00:45
محراب عبوسی(mehrabdj )
۹۸/۰۸/۰۸ - 19:49
مزه نریز
...*..الهه ناز..*...(lovee77 )
۹۸/۰۸/۱۶ - 21:50
((رزسیاه))(takderakht )
۹۸/۰۸/۲۳ - 23:07
PARYAARANG(LILO )
۹۹/۰۱/۱۷ - 13:14

نامه مادر غضنفر به پسرش:
غضنفر جان سلام!
ما اینجا حالمان خوب است امیدوارم که تو هم انجا حالت خوب باشد.
این نامه را من میگویم و جعفر اقا کفاش برایت مینویسد. بهش گفتم غضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر درس نخوانده و نمیتواند تند تند بخواند آرام ارام بنویس که فرزندم عقب نیوفتد.

وقتی تو رفتی ما هم از ان خانه رفتیم اما تو به ادرس قبلی نامه هایت را بفرست اخر پدرت پلاک خانه ی قبلی را اورده اینجا نصب کرده تا دوست و اشنا که میخواهند بیایند به زحمت نیافتند..
حسن اقا هم مرد. بنده ی خدا وصیت کرده بود جسدش را در دریا بیاندازند بیچاره پسرش اصغر وقتی میخواست برای پدرش قبر بکند زیر دریا نفس کم اورد و خفه شد.
راستی غضنفر جان میخواستم برایت پول بفرستم ولی وقتی یادم امد، که نامه را پست کرده بودم.
قربانت مادرت سکینه.
این اخری داغونم کرد
ژن خوب ک میگن همینه.....
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کاربران آنلاین (0)