یکی از ارکان هویتی هر ملت اساطیر آن ملت است.اساطیر در کنار زبان ، فرهنگ ، تاریخ ، نژاد و ... هویت هر ملت را شکل می دهند. بسیاری از بزرگان مردم شناسی ، زبان شناسی ، مورخین تاریخ ادیان تعاریف و نظریات متنوعی از اسطوره و چگونگی بوجود آمدن آن ارائه داده اند مانند : "اسطوره داستانی است که به روابط انسان و یک خدا یا چند خدا(ربالنوع) میپردازد." " اسطوره داستانی است که در آن یک یا چند خدا (ربالنوع) نقشهای اساسی را بر عهده دارند. " و یا " اسطوره توجیهی اخباری منطبق بر عقل و توجیه زمان خود برای درک بهتر جهان آفرینش میباشد. " اکثر آنها علت پیدایش اسطوره را دغدغهی پاسخ انسان باستان به سوالات پیرامون جهان آفرینش و روابط حاکم بر آن میدانند به عبارتی انسان باستان برای توجیه رویدادهای پیرامون خود همیشه بدنبال جوابهایی بوده است یعنی بن مایهی اکثر اساطیر دنیا پاسخگویی به این سؤالات است که هستی و کائنات چگونه بوجود آمده است؟ انسان چگونه بوجود آمده است؟ پایان جهان کی فرا می رسد؟ مرگ چیست؟ طالع و شانس چیست؟ و از این دست سؤالات که هنوز هم ذهن انسان امروزی را به خود مشغول کرده است. از عوامل تاثیر گذار در پیدایش اساطیر خورشید ، ماه ، آسمان و طبیعت است یعنی اگر انسانی درمحل سردسیر زندگی میکرد خورشید برای او از اهمیت وافری برخوردار بود زیرا با وجود خورشید است که او میتوانست احساس گرما و امنیت کند برعکس برای انسانی که در بیابان سوزان زندگی میکرد خورشید مایهی عذاب و ناراحتی او مینمود و طبیعتا و منطقا شب و مهتاب برای او مؤید آرامش و راحتی است و یا در کتیبه های سومری به مراسمات مربوط به خدایان باد یا آب اشاره می شود که نشان از رابطهی تنگاتنگ میفولوژی سومر با عناصر طبیعی است. به نظر می رسد تاثیر طبیعت یعنی مجموع عناصر طبیعی (خورشید ، ماه ، آسمان ، باد و...) بر اساطیر پررنگ تر باشد. از تاثیرات اسطوره می توان به آیین ها ومناسک آغاز بهار اشاره کرد. در اکثر مناطق جغرافیایی با آب و هوای مشابه میتوان به آیین هایی با اشتراکات حداکثری برخورد کرد: 1) جشن های نوروز در کشورهای همچون آذربایجان، تورکیه، ازبکستان ، ایران و ... 2) کریسمس در اروپا که نوید تولد بهار از دل زمستان را می دهد. 3) مراسماتی که برای تجدید حیات کوراوغلو، (خیدیر نبی در دیگر اساطیر ) از دل برف زمستانی گرفته میشود. هنوز هم کسانی با الهام از این اسطوره معتقدند زمین اواخر زمستان دوباره شروع به نفس کشیدن میکند. با نگاهی اجمالی به نواحی اسکان تورکان از کوههای آلتای گرفته تا آذربایجان ، تورکیه ، بالکان و... تقریبا تمامی این مناطق از زمستان های بلند و سردی برخورداراند از طرفی بطور تقریبی و نسبی تغییرات محسوس آب و هوایی طی یک دوره دوازده ساله در این مناطق روی میدهد. با این فرضیات تورکان کهن به این باور رسیده بودند که یک دوره کامل آفرینش عبارت از 12000 سال ( دوازده هزار سال) میباشد که بعد از اتمام یک دوره ، دوره بعدی فرا میرسد . در مرحلهی گذار از دوره ای به دورهی بعد ( پایان زمستان و شروع بهار) نقطهی عطفی را در نظر می گیرند که در عبور از آن ، احتمال تخریب کائنات وجود دارد و با در نظر گرفتن آن احتمال ، تمهیدات برای بنای دوباره هستی ،مطابق سنت های موجود ما ، در مراسم نوروز به عمل میآید. این روش های عملی تجدید بنای دوباره دنیا ، که خیلی ساده بوده و تا امروز باقیمانده است عبارت از سبز کردن دانه و گره زدن برای حفظ آن ، برای تجدید بنای بعد از تخریب است. به نظر میرسد علت تکیه بر عدد 12 توجه تورکان باستان به چرخه فوق الذکر و درک پرویودیک بودن آن نظام بر مبنای عدد 12 می باشد چرا که هم اکنون نیز اعتقاد کهنسالان بر این است که کودکانی که در سنین 24 و 36 سالگی مادر متولد میشوند شباهت زیادی به مادران خود دارند. از همین رو عدد دوازده نزد تورکان از ارزشی خاص برخوردار می بود که این ارزش به سایر ملل همسایه منتقل شده است. اولین تقویم دنیا که متعلق به تورکان است سال را به دوازده ماه تقسیم و با نام حیوانی ( بوغا ، اکیزلر ، یئنگج ، آسلان و ...) آنان را مشخص کردهاند که به تقویم حیوانی معروف است. در مثال فوق تفکر اسطورهای پایان دنیا پس از 12 ماه یا 12 سال یا 12000 سال است ، حال انسانهایی خلاق و متفکر با بهرهگیری از آن، تقویم را طراحی میکنند به عبارتی تفکرات واعتقادات اساطیری خالی از هر رمز و رازی هستند این نوابغ هستند که با استفاده از این افکار خام ، رموز اسطورهای را تولید می کنند ، شعرا و نویسندگان با استفاده از تفکرات و اعتقادات اسطورهای به شعر و داستانها معنا و مفهوم می بخشند. ردپای تقدس عدد 12 را میتوان در 12 چشمه بنی اسرائیل ، 12 حواریون حضرت عیسی ، 12 خان هرکول و آثار مکتوب قیل قامیش که مشتمل بر 12 کتیبه گلی و کتاب دده قورقود که شامل 12 داستان میباشد ، مشاهده کرد. در مورد اعداد بالای 12 (13 و 14) میتوان چنین استدلال کرد که از دید تورکان باستان این اعداد متعلق به ماورا و قدرتهای فرا انسانی هستند مثلا نحس بودن 13 ، نام گذاری قلهی سهند به « اون اوچ داش » ، توصیف کرم از معشوق خود در داستان اصلی و کرم: "بیر خالی یاخشی دیر بیر خالی یامان بیر خالی سالیبدیر کؤنلومه یامان بیر خالی سالیبدیر داغلارا دومان اصلی نین اؤزونده اون دؤرد خالی وار" پربیراه نیست اگر بگوییم اسطوره تاریخ فکری یا روشنفکری بشر است یعنی ریشه وساختار قریب به اتفاق مسائل اجتماعی امروز مانند نظام خویشاوندی مسائل فرهنگی مانند موسیقی و هنر مسائل دینی و اعتقادی مانند مراسمات و آیینهای مذهبی و هر آنچه که با تفکر و تخیل در ارتباط است ، در تفکرات اسطوره ای نهفته است. با توجه به اهمیت اساطیر و تاثیرات شگرف آن بر آداب و رسوم و روابط حاکم بر جوامع انسانی لزوم شناخت و حفظ این میراث گرانقدر به عنوان میراث معنوی یک ملت برای همگان لازم و ضروری مینماید تا با تکیه بر آن در راستای رسیدن به یک باور جمعی و پر رنگ شدن شاخصه های ملی، قدمهایی استوار برداشته شود.
منابع:
1- آذربایجان خالقنین سوی کؤکون دوشونرکن – میر علی سیداوف
2- کتاب دده قورقود
3- اصلی و کرم
4- اساطیر بینالنهرین – هنریتا مک کال