به قول دکتر شریعتی: لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم، غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند.
دکتر شریعتی
چه خوشبختی بزرگی ست بدبختی های کوچک !
روح های اندکی که از رنجهای حقیر به ناله می آیند،
دردهای روزمره گرفتارشان میکند ،
قدر سعادت بزرگی را که خداوند نصیبشان کرده است نمی دانند . اینها از لذتهای روزمره و نعمتهای ریخته پاش هم غرق شور و شعف میشوند .
این دنیا ، برای این دلها بهشت است .
کامی که با آب نبات شیرین می شود چقدر آسان میتواند خوشبخت باشد .

دکتر شریعتی.......
پدر و مادر
من در خلوت خالص تو بودم.
دیدم که چسبیدی با همه ی وجود و ایمان و اخلاصت دعا می کنی.
خدا و پیغمبرت و کتابت و ائمه ات و همه ی مقدسینت را می خوانی که خدایا من را نجات بده!
مــــــــــــــــن! خدایا به تن من سلامت بده! به زندگی من عا...فیت بده! قرض من را ادا کن! مریض من را شفا بده! مسافر من را به سلامت از سفرش به من برگردان! ارواح گذشتگان من را ببخش و در سرازیری قبر به داد من برس! من را از آن آتش خشم و عذاب رها کن! من را در بهشت با شخصیت های بزرگ مقدست محشور بگردان! ...
من نمی دانم این چه جور دینی است که از بشریت صحبت نمی کنه
از جامعه صحبت نمیکنه
از زندگی انسان ها صحبت نمی کنه
همش مــــــــــــــــنه! در اینجا من، در آنجا من. این دین فقط تو را باید نجات بدهد؟ من به دنبال دین و ایمانی می گردم که بشریت را نجات بدهد حتی خودم هم فدایش بشوم
