۱ـ همون طور که رو تخت نشسته ٬ لباساشو میکنه. هر کدوم رو پرت میکنه
یه گوشه اتاق
۲ـ نیم وجب حوله رو میگیره دور ...... و میره به سمت حموم
۳ـ می ایسته جلوی آیینه. شکمش رو میده تو. بازو میگیره. فیگور چپ
٬ فیگور راست٬ نیم ساعت قربون صدقه خودش میره٬ (این قدوبالا رو ببین
چه کرده .لای لای لالای لای)مامان جونش هم از تو آشپزخونه تایید میکن
۴ـ زیر .....رو بو میکنه و رنگ چهره ش بر میگرده. سبز٬ آبی٬ بنفش
۵ـ در کمد شامپو ها رو باز نمیکنه چون اصلا توش چیزی نداره
۶ـ با صابون صورت و مو و بدنش رو هم میشوره
۷ـ نرم کننده مو؟؟؟ برو بابا
۸ـ زیر دوش میگ… و به خاطر اکو شدن صداش تو حموم ٬کر کر میخنده
۹ـ دو دقیقه بعد دوباره میزنه زیر خنده٬ آخه این دفعه بوش رسیده به
دماغش
۱۱ـ از زیر دوش میاد بیرون و یکهو می بینه یادش رفته بوده در حموم رو
ببنده. و همه فرش و کف خونه خیس شده.( بیخیال...مامان خشک میکنه
۱۲ـ حوله فسقلیش رو می پیچه دور باسنش و همون طور خیس خیس میره
تو اتاق
۱۳ـ حوله خیس رو پرت میکنه رو تخت و ۲ دقیقه ای لباس می پوشه