فراموش کردم
اعضای انجمن(413) صفحه اصلی انجمن
جستجوی انجمن
جعفر احمدیه (mohammadmo )    

جفا

درج شده در تاریخ ۰/۰۱/۲۱ ساعت 18:20 بازدید کل: 205 بازدید امروز: 205
 

رویای من

ندانسته به اینم که راه کجا می برد

به قعر چاه افکند یا به سرا ببرد

گذشته از سن و سال بسان کودکی اش

رسم وجود میکند رویا به آینده اش

یوسف به خواب بیند ندانسته خودش را

وجود آینده اش چگونه بودنش را

در گذر زمانش مطلوب عشق باشد

معشوق چون بترسد مجرم یوسف باشد

جفا به یوسف همان بسان دق الباب است

این در لعنتی را یوسف چرا بسته است

یوسف به رویای خویش عقاب آسمانهاست

عقاب آسمان را اندر زمین شکارهاست

زلیخا در سرای محبتش اسیر است

زمانه آبستن حوادث عظیم است

 

 

جفاب

به تاریکی بینداز جدائی از وصل کن

طرح وصال باشد اندکی اندیشه کن

عاشق اندیشه اش زندانی او گردد

حادثه که زاده شد تاریکی روشن گردد

رویای یوسف کنون در مظهر عیان است

اینک کنار یوسف زلیخا در میان است

غرور از حد زیاد چشم معشوق ببندد

وقتی تواضع کرد او دلبند عاشق گردد

وین رسم روزگار را دانم که حس میکنی

تو هم به تابع دل عشق و بیان میکنی

رویای صادق من پایان چاه و ذل است

رویای عشق پاکم آغاز بود و عز است

تو را به عز خواهم بلندای امیدم

تو را به وصل خوانم دلبری کن عزیزم

***

 

جفا قیلما

 

 

این مطلب توسط موسی اصلانی بررسی شده است. تاریخ تایید: ۰/۰۱/۲۲ - ۱۱:۲۹
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
نازگل1(nazgool1 )
۰/۰۱/۲۱ - 18:34
دلا خیزونگرغوغای عشق است
به روی نرده ام جاپای عشق است
دگر یوسف گشتهِ محو در زلیخا
چه هیهایی شده هیهای عشق است
بسیار عالی و قشنگ بود
لاهوتیان(whoop )
۰/۰۱/۲۱ - 18:41
جعفر احمدیه(mohammadmo )
۰/۰۱/۲۱ - 18:43
نقل قول:
نازگل1: دگر یوسف گشتهِ محو در زلیخا
شما از بلند نظری لطف دارید
بابک صادقی(babak3222 )
۰/۰۲/۱۵ - 08:13
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (2)