درباره من |
مری دوازده
(
![]()
برچسب ها:
1
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (0)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
سخن از اینه که ایا دین و پدیده دینداری خواستگاهش در کجای انسانه ، در ذات انسان که بهش نیاز داشته باشه، یا در خارج از انسان که با تغییر عوامل بیرونی اجتماعی مساعد یا نامساعد می تونه به وجود بیاد یا از بین بره؟ از ترس هم میشه برداشت های متفاوتی کرد. کمبود یا....
1- حقیقت نسبیه و نسبیتش تابع شرایطه
2- اعتقاد داشتن الان چون وجود داره به این علته که به ما شرایط تحمیل کرده
3- ترس مارو وادار به دین پذیری نمیکنه پ
4- خاصیت حقیقت اینه که میتونیم بپذیریمش میتونیم نپذیریمش
سوال من اینه:
1-ایا ترس که در ما ایجاد شده نمی تونه عامل خارجی داشته باشه؟
2- ایا خاصیت حقیقت نسبی لینه که ما میتونیم بپذیریمش میتونیم نپذیریمش یا خاصیت ما اینه که میتونیم چیزی رو بپذیریم یا چیزی رو نپذیریم؟
3- آیا کسی که چیزی بهش تمیل میشه اینکار به طور انجام میشه یا اینکه وخودش فک میکنه داره خودش انتخاب میکنه به خاظر شرایط که غیر محسوس بهش تحمیلند؟
ببیند ترس هم می تواند همانور که تایید کردید ناشی از عوامل بیرونی یا ضعف های درونی باشه خوب پس به هر حال یک عامل است که میشه گفت به صورت معال یافته همان تاثیر عوامل خارجی یا درونی در تصمیم گیری انسان در پذیرش اعتقاده.
حال اگه ما بپذیریم که ظبق گفته خودتون چون الان چیزی بنام اعتقاد داشتن در دنیا وجود داره و در شرایط دیگر ممکن بود نباشه پس در واقع این اعتقاد داشتن کنونی ناشی از تاثیر عوامله پس ایا نمی شه گفت که این عوامل باعث ایجاد ترس شدن و این ترس هم سبب دیندار شدن یا اعتقاد داشتن ما؟
من که منظور از دینداری رو از نطر شما فهمیدم خوب حالا میخوام اگه امکان داره ه من بگید منظورتون از حقایق بیرونی چیه که نسبی اند؟
و منظور از حقایق درونی چیه که مطلق اند؟
مرسی
اگه اون مشکل بزرگو کسی برات حل کنه نیاز به دین دیگه نیس نه؟
وشما یه سری نیاز هایی داری که خیلی بزرگن و کسایی یا چیزهایی براتون همیشه حلشون میکنن اونوقت چه نیازیه به خدا فکر کنه ادم نه؟