بجان مادرت نرگس نیا هرگز
فریب این دعاها را نخور مولا
تو میدانی که برخی از فرج خوانان امروزی
همان شیخ شریح و شمر دیروزند
تومیدانی که چندی پیش ازین دوران
خوارج باعلی و با علی گویان چه ها کردند
کریم عترت طاها امام مجتبی را
به زهر کینه ها مسموم کردند
حسین آن جلوه خون خدا را
بروی نیزه ها محکوم کردند
حقیقت را به روی نیزه ها معدوم کردند

ز سجاد و زباقر جعفر صادق
چه ها گویم ز زنجیر گلوی موسی کاظم((1))؟؟
نیا مولا... نیا مولا...
بجان مادرت نرگس ...نیا هرگز
یقین میدانم این مر دم عدالت را نمیخواهند
جاییکه ستون صندلیهاشان بلرزد
و یا شمشیر بران عدالت
مقام وشان آنها را بگیرد
ویا حتی اگر خاری بسی ریز
کف پاهای آنها را برنجاند
نیا مولا.... نیا مولا...
بجان مادرت نرگس ...نیا هرگز
اگر آیی من شاعر وابیاتم
ویا شاید تمام مردم شهر برویت میکشد شمشیر و کامت میچکاند زهر
من از الوان این رنگین کمان پست ننگینم
بصیرم خوب میدانم
منادیهای عشق و عدل و آزادی
همه در کار مسکوکات وبرجند
نیا مولا زمان دلتنگ انفاس نفیست نیست
جهان خواهان اقدام کریمت نیست
زمین سرد است و مات و بی فروغ است
فغان این فرج خوانان غافل
شعار است وشعارست و دروغ است
گروهی طالب میزند...گروهی طالب تزویر و زیور...
گروهی طالب شان و مقامند..
آری
طمعداران ملک و خطه ری نفس دارند و اینک در حیاطند
برایت از همین حالا حریم و مرقدی از شمش میسازند
نیا موووول ل ل ل ل ل...........ا ا..ا
بجان مادرت نرگس ...نیا هرگز
-هیسسس هیسسسس..هیسسس

امیر امشب تو چندان باده نوشیدی که یکسر یاوه میگویی
تو تنها هستی و پاشیده از هم آشیانت
تو بی خویشی
تو ساعی هستی و تنها پناه و هستی لیلای خویشی
دگر بس کن ... دکر بس کن..
لبت را با سر شمشیر تیز شاه میدوزند
تنت را با شرار خوفناک و فتنه بار شیخ میسوزند
پس از آن هستی و خاکسترت را
میان جمع اغیاران
به زیر پای آن دردانه میریزند.....د گ ر ب س ک ن .....
(( نفیر))
1)بخاطر بهم نخوردن وزن ((موسیه کاظم)) تلفظ میکنیم