|
ندا راستی
(
![]()
آلبوم:
مخلوط
![]()
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ:
بازدید کل:
85 بازدید امروز: 40
توضیحات:
مگر میشود روزی دوست بداری و روزی لبریز از نفرت شوی؟ مگر میشود روزی تمام وجودت یک چیز را فریاد کند و روز دیگر حتی نخواهی لحظه ای به ان فکرکنی؟گمان میکنی این همان عشق است ؟ همان رویای افسانه ای ؟؟ یا احساسی زود گذر که آمده است و اینک با تناقضهایی رنگ عوض میکند؟ یا شاید هم این عشق تنها به حس دل نیست و هزاران چیز دیگر درآن مداخله است ؟ مثل همان هماهنگی روحها فکرها سلیقه ها و حتی رفتارها؟؟؟ میشود احساسی قوی و واقعی در اثر رفتارهای متفاوت و اختلاف فکرها تغییر کند وشدتش کم شود؟ یا عشق واقعی جنگجویانه در برابر تمام تغییرها تفاوتها و مشکلات می ایستد و خم نمیشود؟ ایا این ایستادگی زمان دارد؟ یا همیشه چونان روز اول پابرجا میماند؟ آیا عشق هم محتاج بازسازی و تقویت است؟ و نیازمند مراقبت و پاسداری؟ احساسهای واقعی و دلواپسیهای ممتد میتواند دلیلی برحضور عشق باشد یا باید امتحان خودرا بارها پس دهد ؟ یا عشق همیشه سربلند است بی هیچ ازمون و خطایی ؟؟ خستگیهای همیشگی در عشق راه ندارد؟ طمع و منفعت خواهی که خصائل لاینفک انسانی است ،پایه های عشق را متزلزل نمیکند؟
عشق فلسفه پیچیده ای دارد .....مکاشفات زیادی میخواهد....
درج شده در تاریخ ۹۱/۰۷/۱۷ ساعت 13:50
برچسب ها:
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (1)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
معنایش جز رنج و پریشانی نباشد اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل نکن
هردو میتوانند عاشقان خوبی باشند و تغییرات زیادی را در خود ایجاد کنند.اگرچه یکی بی حساب و کتاب عشق میورزد در مقابل ان یکی مرتبا حتی د رعشق هم مراقب همه جوانب هست ....یکی با دیوانگی عاشق است آن یکی با خردبینی......انکه از دل عاشق شده است همه چیز و همه کس را فدای عشق میکند حتی خودرا...و انکه باعقل پیش امده هرکس و هرچیز را در جای خود اهمیت میدهد و دوست دارد. یکی افراط میکند و ان یکی اعتدال دارد ...
اما تفاوت بزرگ آنها در یک چیز است .انکه با دل عاشق شده است ، بی عشق میمیرد و تمام میشود و انکه با عقل عشق میورزد ،بازهم به زندگی ادامه میدهد
ماهیت عشق،خود فراموشی است.
ترک مصلحت خویشتن است.
غرق شدن است چنان که فقط معشوق میماند و بس.
راه عشق ،راه فناست.
عاشق باید هنر محو شدن را بیاموزد.
او باید از اوصاف بشر بمیرد،تا اسرار عشق الهی اورا بر سر نهد و امواج عنایت دم به دم معشوق اورا باخود ببرد.
هر چند که هیچکدومشون به گالریم سر نزدن