
علت آفرينش جهان چيست ؟
معمولا اديان الهي اين تعريف رو ارائه ميدن كه خداي بي نياز و بزرگي هست كه جهانيان رو آفريده و اون ها رو مي ميرانه و روز قيامتي هم هست كه به حساب و اعمال انسان ها رسيدگي مي شه و آدم هاي خوب به بهشت و آدم هاي بد به جهنم داخل مي شن .
از طرف ديگه خدا خودش در قرآن مي گه :
ما شما را جز براي عبادت نيافريديم .
اين جمله خودش بحث بانگيز تر از هر تعريف ديگه ايه : چرا خدايي كه بي نياز به عبادته عالم رو براي عبادت خودش مي آفرينه ؟
به نظر من هيچ كدوم از اين ها پاسخ سوال ما نيست .
ابن عربي در فص اول كتاب خودش به نام فصوص الحكم ، درباره ي چرايي آفرينش جهان توضيح مي ده . در واقع بيش تر اين مطلب خلاصه در اين حديث قدسيه :
گنجي پنهان بودم ، مي خواستم شناخته شوم و آفريدگان را آفريدم تا شناخته شوم .
( كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكي اعرف . )
اما سوال اين جاست كه خدايي كه خود از همه چيز بي نيازه چرا دلش مي خواد شناخته بشه ؟
فرض كنيد شما يه نقاش هستيد و طرحي رو در ذهن داريد براي كشيدن . اين طرح تا زماني كه در ذهن شماست ماديت نداره و تعريف مشخصي رو نمي شه براش در نظر گرفت ، اما به هر حال وجود داره و هست . به محض اين كه شما اين طرح ذهني رو بر روي كاغذ بياريد مبدل مي شه به يك موجوديت مادي و تعريف شده .
درمورد خداوند هم همين طوره ، او پيش از آفرينش اين جهان وجود داشته اما فقط وجودي بوده در برابر خودش ، و اين جهان رو مي آفرينه تا خودش رو تعريف كنه . ( البته در اينجا واژه ي تعريف نمي تونه حق مطلب رو به خوبي ادا كنه اما اين بهترين كلمه اي بود كه به ذهنم مي رسيد . )
وحدت وجود و رابطه ي خلق و خالق :
در نگرش اديان الهي ، خالق و مخلوق هميشه از هم جدا هستن ، مثل خياطي كه لباسي رو مي دوزه يا بنايي كه خانه اي رو مي سازه . اما از ديدگاه وحدت وجود ، خالق و مخلوق از هم جدا نيستن ، حضرت حق تعالي عين خلقه و خلق از او جدا نيست . طبق اين نگرش ، جهان تجلي ايه از خداوند . ساخته اي جدا از خدا نيست بلكه خود خداست كه به شكل اين جهان در اومده . مثالي كه ابن عربي براي درك بهتر اين موضوع مي زنه اينه :
نور در ذات و باطن خودش فقط يكيه و بي رنگه و مشتقانش رنگي هستن ، اما آيا اين رنگ ها تجلي از يك وجود و نور نيستن ؟
مثال ديگه ي ابن عربي در اين باره ، درياست . موج دريا و باران و ابر همه از دريا هستن . آيا اين مشتقات - در عين استقلال خودشون - خود دريا نيستن ؟
موج هايي كه بحر هستي راست جمله مر آب را حباب بود
گرچه آب و حباب باشد دو در حقيقت حباب ، آب بود
علت آفرينش انسان چيست ؟
ابن عربي در دو جا مثال آينه رو مياره . گفتيم كه جهان تجلي ايه از حضرت حق ، پس مي شه جهان رو به آينه اي تشبيه كرد كه خداوند در اون به تماشاي خودش نشسته و انسان جلاي اين آينه ست ، همون طور كه اينه بي جلا تصوير رو خوب نشون نمي ده جهان هم بدون وجود انسان خدا رو به خوبي معرفي نمي كنه .
عالم كبير و عالم صغير :
در عرفان دو كلمه وجود داره : عالم كبير و عالم صغير . عالم كبير جهانه و عالم صغير انسان . دومين مثال آينه ي ابن عربي در باره ي اين دو عالمه :
در واقع عالم صغير و عالم كبير دو آينه ي متقارن هستن . هرچيزي كه در اين وجود داره در ديگري هم هست و مي شه گفت كه جهان نسخه ي كامل تجلي خدا ، و انسان نسخه ي فشرده ي اونه .
باطن خداوند و صفات او :
زماني كه مي گيم جهان تجلي اي از خداست ، منظورمون تجلي اي از صفات اونه . ما انسان ها نمي تونيم خداوند رو بدون صفات و اساميش بفهميم ، اما چون صفات جدا از ذات نيست تمام اسامي خداوند بر ذات او دلالت دارن .
اين مطلب دنباله ي طولاني تري داره به نام اعيان ثابته ، كه من اون رو قرار ندادم چون مطلب طولاني مي شد . اما اگر كسي خواست ، بگه تا در قسمت نظرات توضيح بدم .
نظر شما درباره ي علت آفرينش جهان چيه ؟
( اين مطلب از كتاب فصوص الحكم گرفته شده ، اما كپي برابر اصل متن كتاب نيست . من از فص اول كتاب همه ي چيزهايي رو نوشتم كه خودم فهميده بودم و اين مطلب توضيحات ابن عربيه به قلم خودم . )
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
اما من بهش ايمان دارم
مرحله ي تكامل مرحله ي بعدي آفرينش انسانه ، به بيان دقيقتر هدف آفرينش اونه نه علت آفرينشش
از مطلب شما كلي استفاده كردم
خدایا من از همین جا به خاطر اینکه فرصت زندگی رو به من دادی ازت تشکر میکنم
دکتر دانیال بلدی: با تشکر از دوستان خوبی که نظر روشنی دادن من یه جوابی میخواستم بدم خدمتتون خداوند که مثل نوستر آداموس نبوده که بخواد با رمز کار کنه همه چیز رو به ساده ترین شکل میخواست و گواهی بر این مدعی کتاب آسمانی قرآن هست که به ساده ترین شکل یعنی به شکل داستانی بیان شده پس کلا خودتونو از درگیر ردن در رمز و راز رها کنید که خدا عاشق زیباییست و زیبایی نیز در سادگی خلاصه شده
اما درمورد سادگي يا پيچيدگي خلقت : قرآن به بيان ساده نوشته شده چون برنامه ي زندگي ما انسان هاست ، يك دستورالعمل همگانيه كه همه بايد دركش كنن . قطعا خوندن يه بروشور ساده تر از خوندن يه متن ادبي با همون مفهومه. اما همين قرآن هم ، پيچيدگي هاي خودش رو داره . بيخود نيست كه اين همه تفسير و انواع روايات چهارده گانه و ... رو داره . راز آفرينش انسان مسئله ي وراثت نيست كه لازم باشه همه ازش سر در بيارن ، مسائليه كه فقط محارم خدا بايد بهش دست پيدا كنن
دکتر دانیال بلدی: خداوند دنبال زور آزمایی و نشون دادن قدرتش نبوده که بخواد انسان رو به این دلیل خلق کنه یا نیازی به عبادت داشته باشه بلکه به خاطر عشق به اسان ها اون ها رو آفریده و به خاطر خلق ما به خود آفرین گفته و همون طور که میدونید عشق میتونه به تعداد انسان های روی زمین تعریف های متفاوتی نیز داشته باشه پس به نظر من نمیتوتن یک دلیل واحد برای این آفرینش بزرگ انسان قرار داد
درثاني ، اگر خدا نمي خواد شناخته بشه پس چرا حديث قدسي : كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكي اعرف رو آورده ؟
هر وجودي بايد بتونه خودش رو تعريف كنه ، اين جهان تعريف خداونده : نقش بي نقشي ست .
البته درسته ، نظريه هاي متفاوتي درباره ي علت آفرينش وجود داره . اين هم يك تعبيرشه
دکتر دانیال بلدی: فرض کنید شما از با وسایل خانه سازی بازی میکنید و اشکال یا خانه های بی نظیر و هنرمندانه ای میسازید آیا دلیلی برای ساختنشون لازم دارید یا صرف اینکه مایل به انجام این کار هستید کافیه ؟
کیوسک: اين همه تفسير
در ضمن همون طور که میدونید قران های حال حاضر توسط عثمان جمع آوری شدند و ...
دکتر دانیال بلدی: خیلی از این تفاسیر غیر قابل اعتماد هستند در ضمن همون طور که میدونید قران های حال حاضر توسط عثمان جمع آوری شدند و ...
بله ، اما ما اگر به قرآن تكيه نكنيم پس به چي تكيه كنيم ؟ بله قرآن توسط كاتبان وحي جمع آوري شد اما چه منبعي مهم تر از اون ؟
فرموديد كه جهان محدوده و خداوند نامحدود . حالا شما به من بفرمائيد ؛ بر اساس چه استدلالي مي گيد كه جهان محدوده ؟ اگر زندگي و محدوده ي خلقت خداوند رو مختصر در همين بعد بكنيم ؛ بله ، جهان محدوده ، اما اين جهان ميدان وسيع و گسترده ايه از مجموع ابعاد . خيلي هاشون به چشم ما نمياد . هزاران موجود ديگه در اين جهان زندگي مي كنن ، همه در ابعاد گوناگون . پس اين ادعا كه جهان محدوده فقط بر پايه ي فرضياته چون ما نمي دونيم ، شايد اصلا اين ابعاد لايتناهي باشن .
ببخشيد ، من دقيقا متوجه سوال دوم شما نشدم . يعني چي " ایا اینه و محل ظهور شخص چیزی جز خود شخص می باشد یا نه؟!آیا قائل به وجودی غیر از خدا برای اینه می شوید؟ "
دوم ؛ من به صراحت گفتم كه جهان تجلي اي از صفات و اسماء خداونده . مثال مي زنم :خداوند قاهره ،و قهر در اين جهان متجليه . خداوند لطيفه ، و لطف در اين جهان هم هست .
گفتيد علت آفرينش انسان و جهان عشقه . من اين نظر رو تا حدي قبول دارم ولي لطفا به اين سوال جواب بديد :خدا عاشق چيزي مي شه كه تا قبل از خلقتش "هيچ " محسوب مي شه ؟ يعني خدا عاشق چيزي شده كه وجود نداره و بعد به خاطر عشق به اون ، آفريده ؟ عرض كردم كه تا حدي قبول دارم ، اما خدا عاشق چيزي شده كه بعدا آفريده ، نه اينكه عشق به اون رو داشته باشه و بعد خلق كنه .
البته نكته ي مهم همون حديثيه كه اول مطلب آوردم . خدا مي خواد كه شناخته بشه ، و خودش اين رو به صراحت بيان مي كنه . البته اين حديث قدسي پيش زمينه ي ايجاد بقيه ي نظريات خلقت هم هست .
بازم مرسي از شما
البته كوتاهي از منه كه اونطور كه بايد و شايد حق مطلب رو ادا نكردم . نظريه ي تجلي بر يه چيز استواره و اون صفته . وقتي مي گيم جهان تجلي از حقه ، منظورمون اينه كه جهان تجلي اي از صفات حقه . اصل متنهاي يا غير متناهي بودن نيست ، اصل نمود صفت در اين دنياست . براي اينكه اشتباه پيش نياد ، توصيه مي كنم به يه قرآن مراجعه كنيد و نگاهي به اسماءخدا بندازيد . مي بيند كه نمودش در تمام دنيا هست . منظور از تجلي ، تجلي خود خدا نيست . خدا يه وجود مطلق و خالصه و چيزي كه ازش نمود پيدا مي كنه فقط و فقط صفاتشه . حالا بپردازم به مسئله ي متنهاي يا غير متناهي بودن . دوست عزيزم ! مثال آينه فقط يه مثال سطحيه . منظور من اين نبود كه اين اينه خدا رو تمام و كمال نشون مي ده . فقط صفات رو كامل نشون مي ده . درنتيجه مخلوق صد درصد از خالق پايينتره و نيازي هم نداره كه لايتنهاي باشه .
( يه چيز رو عرض كنم : چون مي خواستم لب مطلبو بگم كوتاه جواب بدم . چون اي جوابيه كه همه ي حرفهاي شما رو تحت الشعاع قرار مي ده . اما اگر ميخوايد ، حتما بگيد تا دقيق تر توضيح بدم . )
به هر حال منون از توجهي كه شمال كرديد
و ممنون از همه ي دوستاني كه نظر دادن