مهم نیست عمر “کوتاه” باشد یا “بلند” …
مهم ، نفس هایی ست که با تو “کوتاه” و بی تو “بلند” کشیده می شود …

من خدارو توی تو دیدم پس عاشقت شدم
عاشقت شدم چون تو همه چیزه منی
عاشــــــــــقتم

آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی
جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم
حرفی نمی زنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، می دانم اینک کجا هستم، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را می کشیدم و هر زمان خوابش را می دیدم آن خواب برایم یک رویای شیرین بود....
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه می دانم زمان چگونه می گذرد و نه می دانم در چه حالی ام
تنها می دانم حالم از این بهتر نمی شود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمی شود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه

برای من کسی شبیه تو نبود....
شبیه توییی که آرزوی همیشگیم بودی....
شبیه لحضه هایی که تو ذهنم برات ساخته بودم....
لحضه هایی که فقط با عشق معنا پیدا میکنن....
و اون عشق همیشه تو قلب توئه...
قلبی ک همیشه بدست آوردنش آرزوهامو برآورده میکنه....

نگران من نباش
می دانم داشتنت تاوانی خواهد داشت به بزرگی تمام دردهای عاشقانه
اما تو ارزشش را داری
می خواهم حتی برای یک لحظه توراداشته باشم و یک عمر درغم نداشتنت بسوزم
تو ارزشش را داری

ــــ ...
ــــــ ِ ـــــــ ،
ــــــــ ــ ـــــــ ..
این روزها آن چه زیاد است
سرگرمی ست
و آنچه کم داریم...
دلگرمی ست

سخت ترین دو راهی، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است.
گاهی کامل فراموش می کنی
و بعد می بینی که باید منتظر میماندی
و گاهی آنقدر منتظر می مانی
تا وقتی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش می کردی...