|
آلبوم:
نگاره های با مفهوم
![]()
کد برای مطالب، وب سایت و وبلاگ:
بازدید کل:
387 بازدید امروز: 126
توضیحات:
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست پرسید زان میانه یکی کودک یتیم: کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست؟ آن یک جواب داد: چه دانیم ما که چیست؟ پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت: این اشک دیده من و خون دل شماست ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است این گرگ سالهاست که با گله آشناست 25 اسفند . سالگرد تولد پروین اعتصامی گرامی باد ..
درج شده در تاریخ ۹۱/۱۲/۲۶ ساعت 10:36
برچسب ها:
لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید. |
کاربران آنلاین (0)
|
به علت هزینه های بالا ممکن است سایت از دسترس خارج شود.
لطفا ما را در اینستاگرام دنبال کنید.
هر چه هستیم تباهیم تباه
قصه خویش دراز از چه کنیم
وقت بیگه شد و فرصت کوتاه
اینکه خاک سیهش بالین است / اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی ز ایام ندید / هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز / سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند / دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست / سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد / هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و ز هر جا برسی / آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد / چون بدین نقطه رسید مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند / چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن / دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آنکس که در این محنت گاه / خاطری را سبب تسکین است
خانمی: اینکه خاک سیهش بالین است / اختر چرخ ادب پروین است گر چه جز تلخی ز ایام ندید / هر چه خواهی سخنش شیرین است صاحب آنهمه گفتار امروز / سائل فاتحه و یاسین است دوستان به که ز وی یاد کنند / دل بی دوست دلی غمگین است خاک در دیده بسی جان فرساست / سنگ بر سینه بسی سنگین است بیند این بستر و عبرت گیرد / هر که را چشم حقیقت بین است هر که باشی و ز هر جا برسی / آخرین منزل هستی این است آدمی هر چه توانگر باشد / چون بدین نقطه رسید مسکین است اندر آنجا که قضا حمله کند / چاره تسلیم و ادب تمکین است زادن و کشتن و پنهان کردن / دهر را رسم و ره دیرین است خرم آنکس که در این محنت گاه / خاطری را سبب تسکین است
اما در بین شعرا غیر از پروین کسی تا حالا کسی به چشمم نخورده که برای سنگ قبرش شعری سروده باشه
۱۷ مارس ۱۹۰۷
تبریز
درگذشت : ۱۵ فروردین ۱۳۲۰
۴ آوریل ۱۹۴۱
(۳۵ سالگی، بر اثر حصبه)
تهران
آرامگاه قم : صحن جدید حرم فاطمه معصومه، آرامگاه خانوادگی
۴۶۳۷ ۵۲ ۵۰شرقی ۳۱۷۱ ۳۸ ۳۴شمالی / ۵۰۸۷۹۵۴۷۲غرب ۳۴۶۴۲۱۴۱۷جنوب / -۵۰۸۷۹۵۴۷۲;-۳۴۶۴۲۱۴۱۷
محل زندگی : تبریز و تهران
ملیت : ایرانی
نامهای دیگر : رخشنده اعتصامی
پیشه : شعر
نهاد : کتابخانه دانشسرای عالی تهران
همسر : فضلالله اعتصامی
والدین :یوسف اعتصامی آشتیانی ،اختر فتوحی
گردون نرهد ز تند رفتاری
گیتی ننهد ز سر سیهکاری
از گرگ چه آمدست جز گرگی
وز مار چه خاستست جز ماری
بس بی بصری، اگر چه بینائی
بس بیخبری، اگر چه هشیاری
تو غافلی و سپهر گردان را
فارغ ز فسون و فتنه پنداری
تو گندم آسیای گردونی
گر یکمن و گر هزار خرواری
معماری عقل چون نپذرفتی
در ملک تو جهل کرد معماری
سوداگر در شاهوارستی
خر مهره چرا کنی خریداری
زنهار، مخواه از جهان زنهار
کاین سفله بکس نداد زنهاری
پرگار زمانه بر تو میگردد
چون نقطه تو در حصار پرگاری
یکچند شوی بخواب چون مستان
ناگه برسد زمان بیداری
آید گه در گذشتنت ناچار
خود بگذری، آنچه هست بگذاری
رفتند بچابکی سبکباران
زین مرحله، ای خوشا سبکباری
کردار بد تو گشت ز نگارش
آیینه دل نبود زنگاری
از لقمه تن بکاه تا روزی
بر آتش آز دیگ مگذاری
بشناس زیان ز سود، تا وقتی
سرمایه بدست دزد نسپاری
پروین اعتصامی
صراف مرادی: بلکه بی کفایتی همسرش بود
کدوم کتابی نوشته
ممنون میشم بگید تا مطالعه کنم .
خانمی:
آنچنان زندگی بر پروین تیره شد که زندگی مشترک او و پسر عموی پدرش 13 ماه بیشتر طول نکشید و پروین با گذشت از مهریه خودش از "فضل الله همایون فال "طلاق گرفت
سلام .
ممنون برای بزرگداشت این روز
ممنون برای یاد آوری ارزشهای پروین
ممنون برای شعر بینهایت زیبای اشک یتیم
اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است
...
صاحی آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است