از هنگامی که خداوند مشغول خلق زن بود، شش روز میگذشت.فرشتهای ظاهر شد و گفت: "چرا این همه وقت صرف این یکی میفرمایید؟"خداوند پاسخ داد: "دستور کار او را دیدهای؟باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای ش... تاریخ درج: ۹۳/۰۹/۲۳ - ۱۱:۳۵( 8 نظر , 152
بازدید )
معذرت میخوام فیثاغورس ....چرا که مادر من سخت ترین معادلات است!
معذرت میخوام نیوتن ...چرا که مادر من راز جاذبه است!
معذرت میخوام ادیسون ...چرا که مادر من اولین چراغ زندگی من است!
معذرت میخوام افلاطون ...چرا که این مادر من است که شهر فاضله قلب من است!
معذرت میخوام رومیو... چرا که همه راه ها به عشق... تاریخ درج: ۹۳/۰۹/۰۴ - ۰۹:۰۵( 3 نظر , 147
بازدید )
این روزهــــــــــا انقدر خسته ام
که گاهی خودم را گم میکنم...
از یاد میبرم کی بودم و برای چی به این دنیا قدم گذاشته ام
گاهی انقدر خسته میشوم که گم میشوم
درمیان این جماعت نااهل که بادروغ هایشان مرا میشکنند...
گـــــــــاهی فقط دلگیر میشوم از مادرم
مادرتو ازکودکی به من اموخ... تاریخ درج: ۹۳/۰۸/۱۰ - ۱۲:۲۵( 15 نظر , 147
بازدید )
این که با عشقم دارم یه آهنگ آروم و ملایم رو گوش میدم...
بعد غرق آهنگمو حواسم نیست...
یهو میاد از پشت دستاشو دورم حلقه می کنه...
سرشو میذاره رو شونه هامو و آروم با آهنگ زمزمه میکنه...
اون آهنگ میشه خاطره...
عشقت میشه خاطره...
اون آغوش ... اون سر رو شونه... میشن خاطره..... تاریخ درج: ۹۳/۰۸/۱۰ - ۱۲:۱۸( 3 نظر , 152
بازدید )
همیشه وقتی یکی ازم میپرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم... .
ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم: یکی!!! میدونی چرا؟ چون قویترین و بزرگترین عددیه که میشناسم... .
دقت کردی که قشنگترین و عزیزترین چیزای دنیا همیشه یکی هستن؟؟؟ ماه یکیه... .
خو... تاریخ درج: ۹۳/۰۸/۱۰ - ۱۲:۱۰( 2 نظر , 144
بازدید )