فراموش کردم
رتبه کلی: 200


درباره من
افتخار میکنم که بچه خونگرم هرمزگانم


چه افتخار بیشتر ازین... که خوم یه چوک بندرم... عاشق لنگ و کپل و لیح و سباس و کلیرم... چه افتخار بیشتر ازین... گوشتم سیاه و دلم سفید ...دختر چوکنم نجیب ...دنیا مثل مایی ندید...

مسافر تاکسی آهسته روی شونه ی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه

درج شده در تاریخ ۹۳/۰۲/۳۱ ساعت 10:59 بازدید کل: 166 بازدید امروز: 165
 

مسافر تاکسی آهسته روی شونه ی راننده زد چون میخواست ازش
یه سوال بپرسه

راننده جیغ زد کنترل ماشین رو از دست داد
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس
از جدول کنار خیابون رفت بالا
نزدیک بود که چ
پ کنه
اما کنار یه مغازی توی
پیاده رو متوقف شد
.
.
.
.
برای چندین ثانیه حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد
سکوت سنگینی حکم فرما بود
تا اینکه راننده رو به مسافر کرد و گفت
هی مرد
دیگه هیچوقت اینکارا را تکرار نکن
من رو تا سر حد مرگ ترسوندی
مسافر عذر خواهی کرد و گفت
من نمی دونستم که یه ضربه کوچولو آنقدر تو رو می ترسونه
.
.
.
راننده جواب داد
واقعا تقصیر تو نیست .امروز اولین روزیه که بعنوان یه راننده تاکسی دارم کار میکنم
آخه من25سال راننده ماشین جنازه کش بودم{#}

این مطلب توسط هوشنگ آروین بررسی شده است.
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
2
3
4
1 2 3 4


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (3)