فراموش کردم
لطفا تایپ کنید...
رتبه کلی: 26492


درباره من
پرهام ابولی (prhamabole )    

گفتم به دام اسیرم

درج شده در تاریخ ۹۴/۰۳/۲۷ ساعت 12:25 بازدید کل: 113 بازدید امروز: 113
 

گفتم به دام اسیرم گفتا که دانه با من

گفتم که آشیان کو گفتا آشیانه با من

گفتم که بی بهارم شوق ترانه ام نیست

گفتا بیا به گلشن شور ترانه با من

گفتم بهانه ای نیست تا پر زنم به سویت

گفتا تو بال بگشا راه بهانه با من

گفتم به فصل پیری در من گلی نروید

گفتا که من جوانم فکر جوانه با من

گفتم که خانمانم در کار عاشقی رفت

گفتا به کار خود باش تدبیر خانه با من

گفتم ز عشق بازی در کس نشان ندیدم

زد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من

گفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشت

گفتا تو شادمان باش جور زمانه با من

گفتم دلم چو مرغیست کز آشیانه دورست

دستی به زلف خود زد گفت آشیانه با من

گفتم ز مهربانان روزی گریزم آخر

گفتا تو مهربان باش اشک شبانه با من

 

تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۴/۰۳/۲۷ - ۱۲:۲۵
اشتراک گذاری: تلگرام فیسبوک تویتر
برچسب ها:

1
«« الهه »»(emadvahdan )
۹۴/۰۳/۲۷ - 12:46
عکاسی رخ(Akasi-Rokh )
۹۴/۰۳/۲۸ - 09:45
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
تبلیغات
کاربران آنلاین (0)